Skip to main content
فهرست مقالات

پنج سؤال دینی: فصل هفتم - تهمت (16)

نویسنده:

(1 صفحه - از 5 تا 5)

خلاصه ماشینی:

"سعید درحالیکه از وحشت و تعجب داشت چشمانش از حدقه خارج میشد با زنگ برافروخته گفت:شما برای از بین‌ بردن جمعیت ضد اموی انتخاب شده‌اید؟ -بله من برای این امر انتخاب شده‌ام و اختیار تام‌ دارم که بهر کس کوچکترین سوء ظنی ببرم او را بدون‌هیچ‌ مقدمه یا محاکمه‌ای از بین بردارم و بشما هم صریحا میگویم‌ که اگر از انجام دستور من درخصوص حبیبه شانه خالی کنید شما را به«شیعه»بودن منهم نموده و فورا نابودتان میکنم، فهمیدید.... مأمور عبد الملک از دیدن این وضعیت ثانیه‌ای چند برجای‌ خشک گردید ولی وقتی متوجه شد آنکس که زیر دست سعید است سردار معروف و همه‌کاره خلیفه«پسر زیاد»میباشد در فکر فرورفت و پیش خود گفت که اگر«پسر زیاد»را نجات‌ دهم محققا پاداش بزرگی بمن خواهد داد و من بدینوسیله‌ خواهم توانست پشتیبان قوی و بانفوذی برای خود تهیه نمایم‌ روی همین فکر،فورا خنجرش را از کمر درآورده و موقعیکه‌ سعید میخواست خنجر را بر سینه«پسر زیاد»فروکند،وی‌ پیشدستی کرده و از عقب سر،با خنجر ضربه محکمی بر پشت‌ سعید زد که بلافاصله سعید فریادی کشید و درحالیکه خون‌ از پشتش جاری بود بیحال و بیهوش نقش بر زمین گردید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.