Skip to main content
فهرست مقالات

یکصد و ده حکایت: حکایت هفتاد و پنجم

نویسنده:

(1 صفحه - از 7 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : شقرانی، استر، توکل، قرآن، حکایت بقلم آقای آیتی حکایت، سعی، نبی، شقران دعلی، ده حکایت، حق

خلاصه ماشینی: "و الحمد لله رب العالمین یکصد و ده حکایت بقیه از صفحه 7 که توکل و تفویض و قسمت و تقدیر تمامش حق است و باطل‌ در آن راه ندارد اما سعی و عمل ممکن است حق باشد و ممکن‌ است باطل باشد همان کسی که مهار استر حضرت امیر را دزدیده‌ ببازار برد عملش شامل قسمتی از سعی و کوشش بود که در بازار باین طرف و آنطرف میدوید برای جلب مشتری یا همان‌ شقران دعلی که حضرت صادق را نزد منصور خلیفه واسطه‌ می‌ساخت تا درهمی چند بدست آورد و مخفی از حضرت(بخیال‌ خودش)صرف ساغر و صهبا کنکد عملش متضمن سعی و کوشش‌ بود ولی حیف که سعی این اشخاص باطل بود(چه توان کرد که‌ سعی من و دل باطل بود)از همه باطل‌تر سعی و کوشش میرزا شوقی نوه میرزا خدای نوری است که تمام سعی و جهدش در اینست که سعی و عملی در جامعه انجام ندهد و در حقیقت او از تمام‌ جهات خود را آسوده کرده زیرا هم از عقیده بخدا و توکل و تفویض‌ خویش را آزاد ساخته هم از سعی و عملی که لازمه زندگانی اجتماعی‌ است با اینکه هرکسی باید در برابر ثانی که از رنج دست بشر میخورد کاری هم انجام دهد ولی او خود را یکبار آزاد کرده‌ میگوید مرا بس است که گاهی یکپاره کاغذی پر کند از دروغ‌ و تزویر و تقلب و بنام لوح بفرستم بایران:فقط ایران چون در سایر ممالک انسان گوسفند نمیشود و بالاخره در آخر لوح بگویم‌ ( که بفرست ای امین گاوصندوق‌ -که من امروز و فردا میزنم بوق روسپید..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.