Skip to main content
فهرست مقالات

وفای پروین

نویسنده:

(4 صفحه - از 10 تا 13)

خلاصه ماشینی:

"منوچهر با یکعالم ذوق و شعف بی‌اختیار دست را روی شانه‌ یکی از دوستانش آقای مشفق معلم ادبیات فشار داده میگوید:عزیزم، چه دسته از؟؟؟را مایل هستید تا دعوت کنم؟ آقای مشفق با یک نیشخند شانه خود را تکان داده در میان‌ حرف منوچهر دویده میگوید: منوچهر،؟؟؟میخواهی چه کنی با اینهمه رفقای متجدد بودن‌ مطرب لزومی ندارد خیر لازم نیست کسی را دعوت نکن سالم،تحصیل‌ کرده‌ایم که خوب بتوانیم برقصیم صدها هزار تومان بودجه دولت‌ بمصرف ما رسیده که طرز رقاصی را بلد شده باشیم نتیجه چندین سال‌ زحمت؟؟؟از ما این شده که ویلن زدن را یاد بگیریم منکه‌ شخصا عهده‌دار وظیفه خسرو در نمایش فیلم شیرین خواهم شد و قول‌ میدهم که ماهرتر از هر؟؟؟این پرده را بازی کنم زیرا سابقه‌ دارم؟؟؟که از کلاس اول تا اتمام دوره تحصیلی برای فریفتن و اغفال‌ زنان جهة تعقیب و ربودن دختران در میان خیابان و پس‌کوچه‌ها نهایت جدیتم انتخاب بهترین فر ششماهه و پیدا کردن زلالترین روغنهای سر بوده دولت سالها از جیب این امت نجیب برای ما خرج کرد تا مربی نسل آینده شویم غافل از اینکه یگانه مبدء و سرچشمه مفاسد اخلاق و مخرب آداب همانا محیط دبستانها و دار التأدیب‌ها میباشد قانون خراب،برنامه غلط،معلم فاسد پس از یکرشته زحمت از میان‌ طبقات سوم رمال و فالگیر و طاس‌نشین و از طبقهء دوم رقاص و مطرب‌ و حقه‌باز و از طبقه اول بیکاره و پشت‌میز نشین فارغ التحصیل داده‌ تحویل جامعه مینماید همه لاابالی همه سربار طبقه رنجبر همه سست‌عنصر و بی‌فایده منوچهر صحبت آقای مشفق را قطع کرده میگوید خیر نفرمائید آموزگاریکه تربیت جوجگان سیروس و داریوش را بعهده‌ گرفته باید از هر عیب و نقص اخلاقی برکنار باشد هستند در بین شما جوانانیکه با نور افکار محیط تیره و تاریک جهل را روشن میکنند وانگهی ویلن،موسیقی،ارکستر چه عیبی دارد و چه مفاسدی در پیش‌ میآورد مگر ما آسایش و تفریح روحی نمیخواهیم؟مگر جهة رفع‌ خستگی در زیر فشار وظیفه اجتماعی و زندگی احتیاج بوسائل فرح- انگیز و نشاطآوری نداریم؟مگر ما از روز اول برای گریه کردن و مصیبت دیدن خلق شده‌ایم؟."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.