Skip to main content
فهرست مقالات

بهائی برگشته بتأسف آغشته

نویسنده:

(1 صفحه - از 9 تا 9)

کلید واژه های ماشینی : بتأسف آغشته، بهائی، مار، خدا، خداوند آقای آیتی و امثالش، مصر، حاج میرزا حسن نیکو، مقلوب، دانشمند محترم آقای حاج میرزا، نیرنگ

خلاصه ماشینی:

"الغرض آنقدر دندان تحسر و تاسف را از اتلاف چند سال عمر گذشته خود بهم میفشرد و غصه میخورد که شرح‌ معشاری از آن حیز تحریر و تقریر بیرون است برای‌ تسلیت خاطرش گفتم آنها طرح مزورانه بنام خدا و طریق‌ هدی ریختند و معجونی از ایاطیل و اوهام آمیختند تا چون نوئی را بفریند و چون تو بنام خدا و برای خدا رفته‌ بودی خداوندت حفظ فرمود و بحیله‌های ایشان آگاهت‌ نمود و بیادم افتاد که این سه بیت را از مثنوی مولانا جلال- الدین رومی علیه الرحمه که از زبان مار افسون شده بآن‌ مارگیر افسونگر بنظم آورده فروخواندم: تو نیام حق فریبی مر مرا تا کنی رسوای شور و شر مرا نام حقم بست نی آن رای تو نام حق را دار کردی وای تو نام حق بستاند از تو داد من‌ من بنام حق سپردم جان و تن بمحض آنکه این اشعار را شنید بسی گریست و چون‌ گل بشگفت و گفت آری و الله من موری بی‌آزار بودم که‌ آن دیو مکار و افسونگر غدار مرا مار پنداشت و مرا مقلوب‌1 نمود و رام کرد و بنام خدا با آن افسانه‌های بی‌سروپا بدام‌ خود آورد تا در معرکه دین‌سازی و خدابازی خویش مرا از جعبه نیرنگ خطیره القدس بیرون آورد و نشان این و آن‌ دهد که مرا در افسون اینان چنین قدرتی است و در رام‌ نمودن و گوسفند کردنشان چنین مهارتی و آنوقت چراغ‌ الله خویشرا بگیرد و ذخایر و ثروتهای عکا و حیفا را اندوخته‌ نماید بدو گفتم جان من غم مخور که گفته‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.