Skip to main content
فهرست مقالات

نکته ها و لطیفه ها

(1 صفحه - از 20 تا 20)

کلید واژه های ماشینی : لطایف، شمعی، جامی، لطایف الطوایف، ادب، ندیم، وزیر، مسجد جاهلی نماز، شمعداری، شهر

خلاصه ماشینی:

"«مروج الذهب-جلد دوم» شاعری مهمل‌گوی به جامی گفت:«چون به خانه رسیدم دیوان‌ شعر خود را برای تبرک و تیمن در حجر الاسود مالیدم» جامی گفت:«اگر در آب زمزم می‌مالیدی،بهتر بود» «لطایف الطوایف» آورده‌اند که یکی از علمای مرتاض به در مسجدی رفت‌ شیطان را دید،ایستاده و پا را درون مسجد می‌گذارد و باز بیرون‌ می‌آورد. وزیر گفت:آیا بر این دعوی دلیلی داری؟ ندیم چهل روز مهلت خواست و گربه‌ای گرفته و شمعداری را به او تعلیم داد و در شب چهلم،گربه را نزد ویر آورد. به ندیم گفت:«کدام پدر یا مادر این گربه را شمعداری آموخته است تا که این کار از روی اصل و نسب از این گربه سر زده باشد؟چون معلوم می‌شود که اعتبار به تعلیم و تربیت است نه به واسطه وراثت؟؟؟طبیعت. «هزار و یک حکایت» شاه عباس شعری ساخت و برای شاعری که پیشه‌اش قصابی‌ بود خواند به علامت تحسین سر تکان داد و گفت:«خیلی خوب است‌ ولی ماهیچه‌اش کم است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.