Skip to main content
فهرست مقالات

نگران درد و دشت

نویسنده:

(2 صفحه - از 60 تا 61)

خلاصه ماشینی:

"نگران درد و دشت از:هوشنگ پورشقاقی صبح آن روز،هوای دهکده فوق العاده‌ غم‌آلود و گرفته بود. دشت‌ پهناور اطراف روستا مثل همیشه در زیر پوشش سنگین برف مدفون و تنها راه ارتباطی‌ آن با جادهء اصلی مدت تقریبا طولانی،مسدود شده بود. مهدی دست راستش را جلوی‌ چشمش گرفته بود. ناظم رو به من کرد و گفت:«خواهش می‌کنم این دانش‌آموز را به‌ درمانگاه ببر. مهدی را بغل کردم و به درمانگاه دهکده بردم. نمی‌دانستم از کجا باید بروم تا به‌ جادهء اصلی برسیم. بعد زا کمی فکر و به دنبال‌ یک تصمیم عاجل،در مسیر تیرچه بلوکهای‌ مخابرات،پیاده به سوی جادهء اصلی حرکت‌ کردم. صدای تند ضربان قلبم با صدای ناله‌های‌ مهدی توأم شده بود. (*)روستای سلطانیه از توابع شهرستان ابهر در شش کیلومتری جادهء اصلی شهرستان زنجان واقع‌ است. )این روستا در زمان سلطان محمد خدابنده(الجایـ؟و)یکی از حکام دورهء مغول،پایتخت ایران بود و آثار ویرانه‌های‌ قصر حکومتی آن زمان،اکنون به جا مانده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.