Skip to main content
فهرست مقالات

تعزیه خوان (جلوه های ایثار)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 58 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"در آن یک دنیا معنا بود همه را مجذوب می‌کرد و با خود می‌برد. این کار همه سالهء او بود. همهء این حرفها برای آن بود که بگویم‌ معلمی راه و روش دارد. با نگاه کردن به هریک از دانش‌آموزان به یاد فرزند خود می‌افتادم و از این طریق خستگی را فراموش می‌کردم. هرگز و حتی برای لحظه‌ای اهمیت و شرافت شغل‌ خود را فراموش نکرده‌ام. روزاول دستهایش را به هم می‌مالد و چنین آغاز می‌کند:اولین روز برخورد با معلم در نظر دانش‌آموز بسیار مهم و قابل توجه است. من همیشه در این مرحله سعی می‌کردم نوعی ارتباط پدر و فرزندی بین خود و آنها برقرار کنم. هریک از این کلمات به‌ تنهایی کافی بود تا برای مدتی آنها را لبریز از شادی و شوق ببینم. سخت متغیر شدم و با صدای بلند پرسیدم:«چه می‌کنی؟!»مثل فنر از جا پرید و گفت:«آقا تقلب!!»با خود گفتم: «چقدر گستاخ است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.