Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره های خوش استاد و شاگردی (از دیدگاه اساتید محترم حوزه و دانشگاه)

گزارشگر:

(3 صفحه - از 22 تا 24)

خلاصه ماشینی:

"این مرد بزرگ یکبار که به کلاس‌ تشریف آورد فرمود«دوستان من همسر بنده فوت کرده است و جنازه‌اش در منزل است و من چون قول تدریس با شما داشتم و منتظر بودید آمدم تا درسم را بگویم و آنگاه به تشییع جنازه همسرم اقدام کنم!» برنامه درسهایی از قرآن-شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی‌ همچنین آقای قرائتی می‌فرمایند: من چندین سال در کاشان در یک کلاس برای دانش‌آموزان و طلاب تدریس می‌کردم و تدریس چند ساله من آنچنان اثر نداشت که‌ تدریس یک روزهء استادی ناآشنا. و آن قضیه این طور بود که ایشان‌ وقتی خواسته بود وارد کلاس شود مشاهده کرده بود که کفشهای‌ محصلین آفتاب می‌خورد و داغ میشود و ممکن است پاهای آنها را بیازارد،بدون درنگ یک گونی بدست آورده،خیس نموده و روی‌ کفشها انداخته بود و زمانی که دانش‌آموزان با چنین صحنه‌ای روبرو شدند و این چنین محبت و انسان دوستی را از آن استاد عزیز احساس‌ کردند،تمام درسهای سالیان من فراموش شد. مرد جوابش را داد و دست استاد رجائی را گرفت و بوسید و گفت:این ادای دینی بود به‌ معلمی که بسیار چیزها به من آمو خته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.