Skip to main content
فهرست مقالات

داستان: نخستین کلاس درس

نویسنده:

(2 صفحه - از 18 تا 19)

کلید واژه های ماشینی : کلاس، تدریسم، نخستین کلاس درس، لکنت، هنر، خشونت، ناظم، معلمها، ترس، شاگردان دست تمنا بلند

خلاصه ماشینی:

"اگر هم‌ به خودم اطمینان داشتم که می‌توانم کلاس‌ را اداره کنم،باز وقتی فکر می‌کردم که‌ چندین ساعت متوالی باید برای بچه‌ها صحبت کنم و جواب سئوالهای عجیب و پیشنهادهایشان را بدهم،ترس برم می‌داشت. این امر مرا به یاد زمانی می‌انداخت که دانش‌آموز بودم و شیطنت و بازیگوشی همکلاسیها در کلاس معلمی که مهربان بود و یا نمی‌توانست خشونتی داشته باشد،به اوج‌ خود می‌رسید. اما من نمی‌خواستم و گاهی‌ هم حس می‌کردم که نمی‌توانم با شدت‌ برخورد کنم و اگر چه علی الظاهر حس‌ می‌کردم که مهربانی سلاح برنده‌ای نیست، اما معتقد بودم با مهربانی،پیشرفت و موفقیتم‌ بیشتر خواهد بود و ضمنا دوستان بیشتری پیدا خواهم کرد و این مسئله را حتی پس از اتمام‌ اولین جلسهء تدریسم دریافتم و مسرور شدم. تعجب بیش از حد انها مرا بر آن‌ می‌داشت که حسن تأثیر بیشمار هنر و بالاخص نقاشی را در زندگی روزمره،برایشان‌ تشریح و تبیین کنم و این امر7بیانی ساده و در حد درک بچه‌ها می‌خواست که برای من‌ تازه کار مشکل بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.