Skip to main content
فهرست مقالات

از قصه های رسیده: حیات پس از مرگ

نویسنده:

(2 صفحه - از 70 تا 71)

خلاصه ماشینی:

"خانم معلم‌ طبق معمول،اول با بچه‌ها سلام و احوالپرسی کرد و بعد با نگاهی سطحی به‌ همهء بچه‌ها،حظور و غیاب کلاس را انجام‌ داد. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که‌ صدای ضربه‌ای به در کلاس،خانم معلم را به خودش آورد،به زحمت او جایش بلند شد و در کلاس را باز کرد. آقای معاون بود،با ناراحتی ورقه‌ای از تقویم روزانه را که‌ یادداشت هم محسوب می‌شد،به خانم معلم‌ داد و گفت:«دیروز بعد ازظهر یکی از بستگان سعید رضایی به مدرسه مراجعه کرده‌ و چون شیفت مخالف ما بود،معاون آن‌ شیفت،این یادداشت را گذاشته. ؟»معاون به خانم معلم نگاهی کرد و بعد برای دلداری او گفت:«خانم،مرگ که‌ نگاه به پیر و جوانی کسی نمی‌کنه،این‌ شتریه که در خونه همه می‌خوابه،یکی دیرتر، یکی زودتر. معلم در کلاس را بست و نگاهش را بین بچه‌ها تقسیم کرد و دوباره به‌ جای خالی سعید نگاه کرد،باز در فکر سعید غرق شد:«سعید خیلی بچه بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.