Skip to main content
فهرست مقالات

شهید: آشنای دیرین

گزارشگر:

(3 صفحه - از 13 تا 15)

کلید واژه های ماشینی : مادر، حمزه‌لو، کلاس، علیرضا، دانش‌آموز، معلم، پدر شهید، آموزش، عید قربان به منزل شهیدی، منزل شهیدی از خیل قربانیان

خلاصه ماشینی:

"ولی می‌توانم از زمانی برای شما بگویم که او متعلق به‌ خانواده‌اش بود. در همین ایام بود که‌ احساس کردم فاصلهء فرزندم از خانواده و همه‌ متعلقاتش بیشتر می‌شود. با اینکه محل‌ تدریس او در منطقه‌ای واقع شده بود که‌ تعدادی از خانواده‌های دانش‌آموزان جزو اقشار بی‌تفاوت نسبت به مسایل جامعه به شمار می‌آمدند،با حضور میان آنها از چنان محبوبیتی‌ برخوردار شد که کمتر نظیر آن به چشم‌ می‌خورد. نمی‌دانم آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که با یک نگاه‌ احساس کنید،آشنایی دیرین را یافته‌اید؟البته‌ در حالی‌که قبلا او را هرگز ندیده‌اید؟آن روز این اتفاق برای من افتاد و مهر صادقی از ایشان در دل من جای گرفت. دانش‌آموز دیگر در حالی‌که دستهایش را به‌هم می‌فشرد و سرش را پایین انداخته است، آرام می‌گوید:شش سال پیش وقتی که کلاس‌ دوم راهنمایی بودم،برای اولین‌بار آقای‌ «حمزه‌لو»را در مدرسه دیدم. » دانش‌آموز دیگر در حالی‌که آرام سرش را تکان می‌دهد و گویا در خلوت خود خاطراتی‌ شیرین را به یاد می‌آورد،وقتی سرش را بلند می‌کند،با نگاهی عمیق به نوازش تصویر آویخته به دیوار معلمش می‌رود و سپس با لحنی‌ متأثر می‌گوید:بر اثر بیماری در منزل بستری‌ بودم. شاید بیش از سه سال نبود که او را می‌شناختم،ولی شخصیت فکری و همه‌جانبهء او باعث شده بود که بدون توجه به سن و سالش در بسیاری از موارد او را الگوی خود قرار دهم. عاشقان را بگذارید بنالند همه‌ مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید آن روز با نگاهی به مادر متوجه می‌شوم که سخت به‌ فکر فرورفته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.