Skip to main content
فهرست مقالات

اتهام سرودن شعر نو (یادها و تجربه ها)

گزارشگر:

(4 صفحه - از 40 تا 43)

خلاصه ماشینی:

"گناه من هم این بود که«شعر نو» گفته بودم!معمولا وقتی دانش‌آموزی مرتکب گناهی نابخشودنی می‌شد، باید می‌رفت و جلو دفتر مدرسه می‌ایستاد تا هم کتک مفصلی نوش‌ جان کند،هم برود پدر و مادرش را به مدرسه بیاورد تا تکلیفش را معلوم‌ کنند. دلم‌ می‌خواست سه برابر میل ناظم چوب به کف دستهایم بخورد،اما به‌ پدرم نگویم که من مرتکب گناه سرودن شعر نو شده‌ام و باید به مدرسه‌ بیایی و مثلا تعهد بدهی که دیگر از این غلطها نکنم. و چوب آلبالو بود که بالا می‌رفت و درست وسط کف‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) دست اولین نفر فرود می‌آمد. آقای ناظم سهمیهء چوب نفر دوم را هم کف دستش گذاشته بود و نوبت سومین نفر شده بود،اما من همچنان در خیال خودم برای آن‌ لحظهء پرشکوه شعر می‌گفتم! نوع گناه من آنقدر تازه و شگفت بود که ناظم بی‌خیال هم«کار» همیشگی‌اش را رها کرد و به طرف ما برگشت و پرسید:«شعر گفته‌ای؟ یعنی چه!» مجبور شدم برای آنها توضیح بدهم: «دو سه نفر انشاهایشان را خواندند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.