Skip to main content
فهرست مقالات

مقالات فارسی: چیستی مکاشفه و تجربه عرفانی از دیدگاه ابن سینا

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 1 تا 20)

کلیدواژه ها :

مکاشفه ،ابن سینا ،تجربه عرفانی ،ذات گرایی

کلید واژه های ماشینی : عرفانی، عارف، ابن‌سینا، مکاشفه، تجربه عرفانی از دیدگاه ابن‌سینا، سالک، چیستی مکاشفه و تجربه عرفانی، تجارب عرفانی، عقل، ادراک

برخی عرفان پژوهان معاصر با رویکردی پسینی و با توجه به گزارش‌های عرفا، از اقالیم و سنت‌های دینی مختلف؛ به دیدگاهی موسوم به ذات‌گرایی قائل شده‌اند که طبق آن، تجارب عرفانی با وجود اختلافات متعدد، دارای هسته‌ای مشترک‌اند. از میان فیلسوفان قدیم، ظاهرا می‌توان ابن سینا را از زمرة ذات‌گرایان محسوب کرد، اگر چه دست کم در دو مورد از آن‌ها افتراق می‌یابد: 1) به لحاظ روش شناسی: ابن سینا با روی‌کردی پیشینی و مبتنی بر نفس شناسی و جهان‌نگری فلسفی‌اش طرح بحث کرده است؛ 2)شیخ به ویژگی مهم تناقض‌آمیزی تجربة عرفانی اعتقادی ندارد، زیرا در اندیشه‌های فلسفی-اشراقی او تناقض جایگاهی ندارد. تجربه و مکاشفة عرفانی نزد شیخ، آگاهی بی واسطه‌ای است که نفس و عقل سالک -که در سیر استکمالی خود به درجة "عقل مستفاد" رسیده است– با اتصال به عقل فعال، حقایق کلی هستی را ادراک می‌کند و از درک این حقایق ملتذ و مبتهج می‌گردد. شیخ به ویژگی کانونی مکاشفات، یعنی مواجهه با حقیقت واحد تصریح کرده، ترجیح هر چیزی، حتی خود عرفان را بر آن، انحراف از توحید می‌داند. وی با فراستی تمام، زودگذر بودن و بیان‌ناپذیری تجارب عرفانی را یادآوری می‌کند. عارف در عالی‌ترین تجارب خود در همه چیز، خدا را می‌بیند و این بدان معنا می‌تواند باشد که تجارب عرفانی نزد شیخ الرییس حداکثر از سنخ تجارب عرفان آفاقی است. دیدگاه ابن سینا را در نهایت در چارچوب معرفت شناسی عقلی-اشراقی وی می‌توان جای داد و لذا به نظر وی، عارف در مکاشفة خود حداکثر به مرتبة وحدت شهود و نه وحدت وجود، نائل می‌شود.

خلاصه ماشینی: "اما آیا می‌توان از این گفتار و آثار شیخ الرئیس چنین استنباط کرد که عارف در مراتب عالی مکاشفات خود، به خدا علم حضوری یافته و بدین ترتیب، با معروف و معلوم خود متحد شده است؛ یعنی همان چیزی که نزد عرفای مسلمان، "فنای فی الله و بقای بالله" خوانده می‌شود؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان دو فرضیه بر اساس گفتار ابن سینا مطرح نمود: فرضیة اول: حداکثر چیزی که در تجربة عارف رخ می‌دهد، نحوه‌ای اتصال و مشاهدة باطنی است، به گونه‌ای که تمایز و دوگانگی عارف با معروف کاملا حفظ می‌شود. این فرضیه به سخنان عرفا و صوفیه نزدیک‌تر است و شیخ در بخشی از شفا از عبارت "و یتحد به" استفاده کرده که مراد وی اتحاد نفس و روح سالک با جمال مطلق است؛ اما بلافاصله می‌گوید عارف با مثال و هیئت آن جمال مطلق منتقش می‌شود؛ بنابراین به نظر می‌رسد با توجه به مبنای اصلی ابن سینا، فرضیة اول از قوت بیشتری برخوردار است، ضمن این‌که اغلب بیانات و مصطلاحات شیخ همان اتصال با حق، ارتسام و انتقاش مثال و صورت جمال مطلق در عمق جان عارف است. شیخ به مرتبه‌ای از علم حضوری یعنی علم عاقل و عالم به ذات و نفس خود، اذعان دارد، اما تجارب و مکاشفاتی که برای عارف بیان می‌کند و اوصافش را برمی‌شمارد، دقیقا از سنخ علم حضوری- با تأکید بر وحدت عالم و معلوم- نیست، بلکه تجربة عرفانی نزد ابن سینا واقعیتی از سنخ آگاهی و ادراک بی واسطه است، به گونه‌ای که معانی معقول و حقایق عینی هستی در این مکاشفات، در عمق روح و نفس عارف ارتسام می‌یابد و حداکثر به مرتبة مکاشفات آفاقی، که مرتبة نازل مکاشفه انفسی است، می‌رسد به‌گونه‌ای که عارف در همه چیز خدا را می‌بیند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.