Skip to main content
فهرست مقالات

متجددان ایرانی و تجدد در عصر مشروطه؛ بررسی ریشه های پیدایش جدال های فکری در ایران جدید

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (22 صفحه - از 55 تا 76)

کلید واژه های ماشینی : مشروطه، انقلاب مشروطه، ایران، روشنفکران، سیاسی، انقلاب، مشروطیت، طالبوف، قانون، مجلس

شکل گیری ذهنیت عقب ماندگی در ایران و پاسخ بدان، از زمان انقلاب مشروطه و حتی قبل از آن، از زمان شکست ایرانیان در جنگ با روس ها، به یکی از دغدغه های بزرگ جامعه و نیروهای فکری و سیاسی آن بدل گردید. پاسخ های متفاوت و متعارض هر یک به این مساله که برای نخستین بار در تدوین قانون اساسی و استقرار نهادهای مدرن چون پارلمان، پس از انقلاب 1285، سرباز نمود، به آشفتگی های بسیاری دامن زد و مانع پیشرفت کشور گردید. روشنفکران که برای نخستین بار از طریق آشنایی با دنیای جدید، سبب شکل گیری ذهنیت عقب ماندگی ایران در مقایسه با غرب شدند، با طرح و اجرای مسایل جدید پس از مشروطیت، جامعه ایران را به قطب های مختلف فکری بدل ساختند که به رویارویی هایی چون سنت و تجدد و حتی میان تجددخواهان انجامید. روشنفکران ایرانی قبل از انقلاب مشروطه، از طریق رهبری فکری جامعه و نیروهای سیاسی، وارد عرصه عمل شده و سپس با انقلاب مشروطه، رهبری سیاسی جامعه را به دست گرفتند و بعدها با تشکیل دولت پهلوی درصدد مدرن سازی کشور برآمدند. آنها در سه دسته عمده مطابق با الگوهای غربی روشنفکری قابل تشخیص می باشند: لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراسی و مارکسیسم. سوال مهم در این مقاله در خصوص نحوه ظهور رهبری فکری و عملی روشنفکران در قبل و بعد از انقلاب مشروطه و تفاوت میان هر سه گرایش یاد شده در باب پاسخ به مساله عقب ماندگی است که به چالش های هویتی بزرگی در جامعه ایران منجر گردیده است.

خلاصه ماشینی:

"این گروه با شعار«برابری،برادری وآزادی»که برگرفته از آرمان انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 بود و با الگو گرفتن ازروش‌های انقلابی ژاکوبن‌ها و رهبران آن همچون روبسپیر و دانتون،که حتی برخی آنهارا به همین نام‌ها خطاب می‌کردند(هدایت،1375:15)،به‌ویژه از مجلس دوم به بعدکه به تثبیت بیشتر موقعیت آنها از طریق تشکیل حزب دموکرات و فزونی یافتن تعداد نمایندگان شهرستانی مجلس که با خود پیام فقر و نابرابری مردم سراسر کشور را بهپایتخت می‌آوردند،انجامید،حملات سختی را با استفاده از ابزار مجلس به هرگونهسلسله مراتب و امتیازات اشرافی نمود و سیاست مساوات‌طلبانه‌تری را در چارچوبنظام دموکراتیک پیگیری کرد و بدین طریق،بیشترین تأثیرگذاری را پس از استبدادصغیر،که از آن به انقلاب دوم مشروطه نیز یاد می‌شود،در هدایت جریانات و مدیریتکشور ایفا نمود(اتحادیه،1381). تمامی این تحولات،که ناشی از درک متفاوت از تجدد بود،قطب‌های مختلف فکری را در جامعه پدیدآورد که بعدها به گروه‌های عمده‌تری تحت عنوان روشنفکری،روشنفکری دینی واسلام‌گرایی انجامید که هریک در درون خود به نحله‌های مختلف فکری تقسیممی‌شدند،در حالی که قبل و بعد از مشروطه تا زمان تأسیس حکومت پهلوی،هدفمشروطه‌طلبان پاسخ به مسأله عقب‌ماندگی بود،با استقرار رژیم پهلوی،که با حمایتسوسیال دموکرات‌های هردو گرایش و مخالفت لیبرال‌ها و کمونیست‌ها شکل گرفت وبعدها خود با نفی آزادی،تنها نمایندگی چهره دوم مدرنیته یعنی توسعه را بر عهدهگرفت و دست به سرکوب اکثریت روشنفکران آزادی‌خواه زد،گرایش‌های فکریمختلف،در کنار مسأله عقب‌ماندگی،درصدد پاسخ به مسأله اساسی‌تر یعنی هویتبرآمدند که تضادهای میان آنها را شدیدتر نمود و تا به امروز نیز ادامه دارد،بدون آنکهبه حل مشکلی در باب عقب‌ماندگی و هویت انجامیده باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.