Skip to main content
فهرست مقالات

مفهوم بدن در اندیشه فلسفی مرلوپونتی و چالش های نظری در قرائت جامعه شناختی آن

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (12 صفحه - از 129 تا 140)

کلیدواژه ها :

بوردیو ،فوکو ،مطالعات فرهنگی ،مرلوپونتی ،جامعه‌شناسی تجسدی

کلید واژه های ماشینی : بدن، مرلوپونتی، جسم، بوردیو، اجتماعی، دکارت، فوکو، جامعه‌شناختی، جامعه‌شناسی، ذهن، نظری، مفهوم بدن در اندیشه فلسفی، نظریات مرلوپونتی، اندیشه فلسفی مرلوپونتی، جهان، سرمایه، شناسنده، بازخوانی جامعه‌شناختی نظریات مرلوپونتی، قرائت جامعه‌شناختی، فلسفه، ساختار، انسان، فرهنگی، رابطه نزدیک جسم و ذهن، بی‌توجهی به جامعه‌شناسی بدن، روابط، حرکت، سرمایه اجتماعی، بدن ـ، جسم و جهان مادی

پیش از نیمه دوم دهه 1980 اغلب جامعه‌شناسان در جامعه‌شناسی پزشکی و جامعه‌شناسی عمومی، ضمن غفلت از بعد جسمانی و شهوانی بدن، علاقه‌مند به تأمل درباره جنبه‌های غیرمادی آن بودند. ترنر بی‌توجهی به جامعه‌شناسی بدن را ناشی از سنت فلسفی جدایی ذهن و عین از یکدیگر می‌داند که از دکارت به یادگار مانده است. منتقدان معتقدند که چنین دوگانه‌انگاری به بهای کم‌اهمیت دادن جسم و جهان مادی و رابطه نزدیک جسم و ذهن، بر ذهن، روح، ایده‌ها و نظایر آن بیش از حد تأثیر می‌گذارند. این دوانگاری با این باور همراه است که ذهن نوعی برتری و چیرگی نسبت به بدن دارد. جمله معروف دکارت مبنی بر «من می‌اندیشم پس هستم» مؤید همین ادعاست. یکی از دغدغه‌های فلسفه نوین غرب، شکستن همین دوانگاری بوده است. نظریات مرلوپونتی از جمله این تلاش‌ها در زمینه برقراری اتحاد ذهن و بدن و نفی دوگانگی دکارتی می‌باشد که در این مقال به آن پرداخته شده است.

خلاصه ماشینی: "دیدگاه ترکیبی ضمن بهره جستن از چشم‌اندازهای ساختارگرایی، به این مهم نیز تأکید می‌کند که بدن، پدیده‌ای جسمانی است که منحصرا به وسیله نظام‌های اجتماعی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد، بلکه خود یک مبنایی را برای روابط اجتماعی شکل می‌دهد و روابط اجتماعی را ایجاد می‌کند. [40] با در نظر داشتن جملات مزبور مشخص می‌گردد بوردیو در نظرات خویش در پی بنیان نهادن نوعی اندیشه جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه مرلوپونتی است که این خود متضمن ترجمه و قرائت جامعه‌شناختی تبیین‌های پدیدارشناسانه وی از جهان به وسیله استخدام واژگانی همچون نظریه جامعه، جهان اجتماعی یا روابط اجتماعی می‌باشد که علم جامعه‌شناسی با آنها مأنوس است. بدن، در اندیشه بوردیو ماهیت ناتمامی است که از یک‌سو، حامل ارزش‌های نمادین بوده و از سوی دیگر، توسعه و گسترش آن در ارتباط با نیروهای گوناگون اجتماعی صورت می‌پذیرد که این خود نیز برای نگهداشت نابرابری‌های اجتماعی امری حیاتی و ضروری می‌باشد. [48] قرائت جامعه‌شناختی دیگری که از آراء مرلوپونتی به عمل آمده است، مربوط به کراسلی است که به موجب آن، جهان اجتماعی همان جهان بین اذهانی ازلی مرلوپونتی فرض می‌شود که از طریق اعمال تجسم‌یافته بازتولید می‌گردد و خود نیز از معانی مشترک و تعاملات متقابلی تشکیل شده است که ضمن آن، بدن هم عامل می‌باشد و هم روی آن کار صورت می‌پذیرد. W. Symour, Remaking the body, Rehabilialiation and Change (London & New York, Rutledge, 1998), p. Chris Shilling, Body and Social Theory (London, Sage publication, 1993), p."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.