Skip to main content
فهرست مقالات

مفهوم بدن در اندیشه فلسفی مرلوپونتی و چالش های نظری در قرائت جامعه شناختی آن

نویسنده: ؛ ؛ ؛

خرداد 1387 - شماره 126 علمی-ترویجی (12 صفحه - از 129 تا 140)

کلیدواژه ها : مرلوپونتی ،فوکو ،بوردیو ،جامعه‌شناسی تجسدی ،مطالعات فرهنگی

کلید واژه های ماشینی : مرلوپونتی ،بوردیو ،فوکو ،جامعه‌شناختی ،تجسدی ،جامعه‌شناسی بدن ،فلسفی ،فلسفی مرلوپونتی ،مفهوم بدن ،نظریات مرلوپونتی ،شناسنده ،سرمایه اجتماعی ،نظریه مرلوپونتی ،قرائت جامعه‌شناختی ،جامعه‌شناسی تجسدی ،فلسفی جدایی ذهن ،میشل فوکو ،تأکید ،مرلوپونتی بدن ،روابط اجتماعی ،نسبت به بدن ،پیشین ،پدیدارشناسی بدن ،نظریه‌های اجتماعی ،روابط قدرت ،ساختار اجتماعی ،ساختارگرایی اجتماعی ،مطالعات فرهنگی ،مورد تأکید ،تحلیل بدن

پیش از نیمه دوم دهه 1980 اغلب جامعه‌شناسان در جامعه‌شناسی پزشکی و جامعه‌شناسی عمومی، ضمن غفلت از بعد جسمانی و شهوانی بدن، علاقه‌مند به تأمل درباره جنبه‌های غیرمادی آن بودند. ترنر بی‌توجهی به جامعه‌شناسی بدن را ناشی از سنت فلسفی جدایی ذهن و عین از یکدیگر می‌داند که از دکارت به یادگار مانده است. منتقدان معتقدند که چنین دوگانه‌انگاری به بهای کم‌اهمیت دادن جسم و جهان مادی و رابطه نزدیک جسم و ذهن، بر ذهن، روح، ایده‌ها و نظایر آن بیش از حد تأثیر می‌گذارند. این دوانگاری با این باور همراه است که ذهن نوعی برتری و چیرگی نسبت به بدن دارد. جمله معروف دکارت مبنی بر «من می‌اندیشم پس هستم» مؤید همین ادعاست. یکی از دغدغه‌های فلسفه نوین غرب، شکستن همین دوانگاری بوده است. نظریات مرلوپونتی از جمله این تلاش‌ها در زمینه برقراری اتحاد ذهن و بدن و نفی دوگانگی دکارتی می‌باشد که در این مقال به آن پرداخته شده است.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.