Skip to main content
فهرست مقالات

بیچاره حسن می رفت که مردود شود

گزارشگر:

خلاصه ماشینی:

"روزی که بحث خود را شروع کرده بودم و پیش می‌رفتم به اینجا رسیدم که‌ عده‌ای از معلمان پس از نمره دادن به ورقهء آزمایش شاگردان با مشاهدهء نمرهء بدی که چند شاگرد گرفته آنها را بی‌استعداد یا''کند ذهن و یا تنبل بحساب‌ می‌آورند و در نتیجهء این قضاوت تدریجا توجه خود را نسبت به تعلیم آن چند شاگرد کم کرده و شاید نومیدانه آنان را به بوتهء فراموشی و غفلت بسپارند،در این‌ هنگام یکی از مدیران مرد که نام مستعار او را آقای خردمند میگذاریم رشتهء سخن را بدست گرفت و گفت باوجود اینکه معلمان من در کار خود علاقه نشان‌ میدهند و از انجام وظیفهء خود کوتاهی نمی‌کنند باز هم سه چهار نفر از دانش‌ آموزان ما کاملا بی‌استعداد بوده و چیزی یاد نمیگیرند. باز هم از روی حروف الفبایی که نوشت(گرچه تعدادی از حروف را جا گذاشته)و آنها را خواند و همچنین از نوشتن حروفی که جابجا به او گفتم و صحیح‌ نوشت و صداها و اسم آنها را درست گفت فهمیدم حسن بی‌استعداد نیست و چیزهایی‌ که یادش داده‌اند رویهم رفته خوب یاد گرفته است. بسیار خوشحالم که‌ خانم روزبه مانند عده‌ای معدود از معلمان در صحیح بودن روش تدریس خود یا بی‌استعداد بودن حسن اصرار نورزید و آمادگی یاد گرفتن فنون و رموز کار و روش بهتر را از خود نشان داد و با من در پیشرفت کار حسن صمیمانه همکاری نمود پس از تقریبا یک ماه و نیم،بدون اطلاع قبلی به آن دبستان رفتم و خواهش‌ کردم حسن را پیش من آوردند و به او دیکته‌ای گفتم،خطش بصورتی درآمده بود که ذیلا ملاحظه می‌فرمائید باوجود آنکه این دیکته را تند نوشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.