Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو: گفتگو با عباس کی منش (مشفق کاشانی) معلم شعر و ادب فارسی (یاد ماندگار)

مصاحبه کننده:

مصاحبه شونده:

(10 صفحه - از 8 تا 17)

خلاصه ماشینی:

"اما چون رییس‌ فرهنگ خط مرا خیلی پسندیده بود،موافقت‌ کرد که چند ساعتی در دبستان و دبیرستان (به تصویر صفحه مراجعه شود) خیام،که از بهترین مدارس کاشان بود، درس بدهم و بقیهء ساعت‌های موظفم را هم‌ در اداره باشم. (به تصویر صفحه مراجعه شود)بله،بعد از کتاب شعر جنگ که در سال‌ 1362 منتشر شد،در سال 1365 هم سه‌ کتاب از من چاپ شد که یکی گزیدهء اشعارم‌ به نام آذرخش بود و دو تای دیگر مجموعه‌ شعرهایی گردآوری شده از شاعران انقلاب‌ به نامهای پرتوی از نیمهء خرداد و نقش‌بندان‌ غزل. باتوجه‌به روح مذهبی‌ حاکم بر او و شعرهایش،این سؤال همیشه‌ در ذهن من بوده که آدمی مثل سهراب،که از کوچک‌ترین حادثه،مثلا به هم خوردن‌ شرایط زندگی یک سنجاقک ناراحت می‌شود یا حتی نمی‌تواند در آب افتادن پروانه‌ای را ببیند و عکس العمل نشان ندهد،آیا ممکن‌ است در برابر حوادث عظیمی مثل وقوع‌ انقلاب اسلامی یا مثلا کشتار هفده شهریور ساکت مانده باشد؟آیا این حوادث شگفت‌ در آثار چاپ‌نشدهء او انعکاسی نداشته است؟ با این‌که خدای ناکرده متولیان آثار سهراب، پس از مرگش به دلایلی از چاپ آن‌ها خودداری کرده‌اند؟نظر شما در این باره‌ چیست؟ (به تصویر صفحه مراجعه شود)طبیعی است که سهراب،به دلیل ابتلا به‌ سرطان خون و فعالیت‌هایی که در سال‌های‌ آخر عمر برای درمان بیماریش داشت،مثل‌ من و شما در جریان مسایل انقلاب قرار نگرفته باشد. (به تصویر صفحه مراجعه شود)اولین مسئولیت رسمی من بعد از انقلاب‌ و بازنشستگی،عضویت در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که در سال 1359 تشکیل شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.