Skip to main content
فهرست مقالات

بوی گل یاس

نویسنده:

(2 صفحه - از 40 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : بوی گل یاس، گل یاس میان کتاب علی، کلاس، مادرم، شانه‌ام، بیمارستان، سرش، زنگ، دبیر، نگاهش

خلاصه ماشینی: "دست روی شانه‌ام گذاشت و گفت:«میل‌ خودت است؛اگر حالت خوش نیست،نیا» پشت دفتر،جلو آفتاب پشت به دیوار دادم و نشستم. تبسمی که کرد شیرین بود و روی گونه‌هایش چال انداخت: -خیلی هست،برای همه هست. کلاس ساکت بود و همه سرها را زیر انداخته بودند. از خودم لجم‌ گرفته بود که چرا قبل از آمدن به کلاس درس را از بچه‌ها سؤال‌ نکرده بودم. توی راهرو کلاس اول،دست آقای اسدی روی شانه‌ام بود. آقای اسدی کنار در«یااللهی»گفت و توی مشتش سرفه کرد. مادرم نیم‌خیز شد و آقای اسدی تو آمد بعد بی‌رمق تو جایش وارفت‌ و با گوشه سربندش اشک‌هایش را پاک کرد. هفته بعد که مادرم از بیمارستان مرخص شد،حالش بهتر شده بود. آمبولانس که از ته بیمارستان بیرون آمد،مادرم را دیدم‌ که یک دستش روی شانهء خواهرم بود و دسته‌گل خیس‌خورده‌ای، که لاله‌ای از میان آن قد کشیده بود،در دست دیگرش می‌لرزید. در وجودم انگار چیزی لبریز شده بود و می‌خواست از گلو و چشمم‌ بیرون بزند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.