Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگی، هنری: پیرمرد (داستان)

نویسنده:

(3 صفحه - از 16 تا 18)

کلید واژه های ماشینی : پیرمرد، آدم، وهاب، تارش، مظلوم، دهان، فرخی، زندانیان، سوزن دهان آدم، جوان

خلاصه ماشینی: "آن روزها کی می‌دانست که آن‌ روحانی جوان،که نامش طالقانی است،روزی سیاست کشور انگلیس را رقم بزند؟» وهاب با تعجب گفت:«آقا مدیر،شما گاهی حرف‌هایی‌ می‌زنید که آدم روی سرش درخت سبز می‌شود!» مظلوم گفت:«این حرف‌ها را محمود محمودزده است؛در تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس؛البته مقصود من این نبود که‌ شما این کتاب هشت جلدی را بخوانید. » وهاب گفت:«چه‌طور دلشان آمده است با سوزن دهان آدم زنده‌ را بدوزند؟» خاوری با خودش زمزمه کرد:«چه جانورهایی؟!راستی چه‌ جانورهایی بر این مردم حکومت کرده‌اند!» مظلوم گفت:«بهتر است بگوییم چه جانورهایی بر این مردم‌ مسلط شده‌اند. » وهاب پرسید:«آن زمان رئیس شهربانی کی بود؟» مظلوم گفت:«سرسپاس رکن الدین مختاری!او نخستین رئیس‌ شهربانی ایران بود؛یکی از جلادهای دوره رضاخان که هم آدم‌کش‌ باهوشی بود و هم موسیقی‌دانی هنرمند. » شهر بابکی گفت:«درست است که من شهامت آدم کشتن‌ ندارم؛ولی دلم می‌خواهد بدانم که این قاتل خون‌آشام چه شکل و هیبتی دارد و کجا زندگی می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.