Skip to main content
فهرست مقالات

گزارش: در شهر کرد، کسی کردی نمی داند!

گزارشگر:

(6 صفحه - از 30 تا 35)

خلاصه ماشینی:

"جوانان از هنرمندان‌ چهارمحالی بودند و آمده بودند تا دست به‌ قلم‌های کشوری را،که مهمانان پانزدهمین‌ همایش نویسندگان کشور بودند،به استان‌ خود ببرند و این وقت مناسبی بود که‌ هم سفرانم را شناسایی کنم. » گفت:«مگر می‌شود؟» گفتم:«در جوباره اصفهان امامزاده‌ای‌ به نام هارون ولایت است مسلمان اصفهان‌ این امامزاده را از بزرگان خود می‌دانند و یهودیان جوباره هم از بزرگان مذهب یهود. همایش در مجموعهء فرهنگی غدیر بنا بود ساعت 9 صبح روز پنجشنبه پنجم‌ شهریور ماه،پانزدهمین همایش نویسندگان‌ کشور در مجتمع غدیر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز به کار کند:ولی ما که‌ شرکت کنندگان در همایش بودیم،ساعت‌ نه و سی و دقیقه به محل همایش رسیدیم؛ به همین سبب آقای فراست،در یک‌ سخنرانی چند ثانیه‌ای،از ما خواست که از خوردن صبحانه صرف‌نظر کنیم و ما هم‌ پذیرفتیم و بدین گونه بود که ساعت‌ نه و چهل دقیقه در سالن اجتماعات مجتمع‌ فرهنگی بودیم. فردوسی در پایان‌ این داستان می‌گوید: چو گرد آمدی مرد،از ایشان دویست‌ بران سان که نشناختندی که کیست‌ خورشید بدیشان بزی چند و میش‌ سپردی و صحرا نهادند پیش کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد که زآباد ناید بدل برش باد3 سرانجام،شاعر بختیاری،دو قطعه‌ کوچک در وزن شعرهای شاهنامه و با همان‌ صلابت خواند و من آرامشی یافتم،بعد از نمایشگاه عکس دیدن کردم که به حق دیدنی‌ بود. بعد از ظهر روز پنجشنبه ساعت 5 حرف‌ها بیشتر درباره سخن‌رانی‌ سلیمانی بود،آقای نادری نیز سخن‌رانی‌ کوتاهی ایراد کرد که برای آدم‌هایی مثل ما، که این استان را ندیده بودیم،مفید بود. گفت:«می‌خواهی باز هم جای پای‌ آناهیتا را در این روستا پیدا کنی؟» گفتم:«نمی‌دانم؛ولی در جایی‌ خوانده‌ام که در سامان محلی است به نام دره‌ زن و مرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.