Skip to main content
فهرست مقالات

شعر (مناسبت ماه)

شاعر:

ناظر:

(3 صفحه - از 53 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : شعر، خورشید، عطش، آب، ذو الجناح، عطش فداى سر مى‌گردددل خیمه، خون ز غمت چشم، ابا الفضل، اى پاره‌هاى زخم، مناسبت ماه

خلاصه ماشینی:

"* از التهاب صاعقه،در روزگار شب در ذهن خاک،خاطره‌ای پاک مانده بود حمید رضا شکارسری شام غریبان ای که پیچید شبی در این کوچه صدایت یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت تا قیمات همه‌جا محشر کبرای تو برپاست ای شب تار عدم شام غریبان عزایت عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت خبری مختصر از خاطرۀ کرب‌وبلایت همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز که درخشید خدا در همۀ آینه‌هایت کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ابا الفضل می‌فشاندیم سبک‌تر ز کفی آب به پایت از فراسوی ازل تا ابد ای حلق بریده می‌رود دایره در دایره پژواک صدایت محمد رضا محمدی نیکو ماه و خورشید خروش و ناله آوای حرم شد نگاه مهربانان غرق غم شد ز مرگ سرخت،ای ماه عطشناک بمیرم،قامت خورشید خم شد!* گلاب اشک عمری است که راه سرخ تو می‌پوییم با خون حماسه‌های تو می‌روییم گردی که گرفته قبر شش گوشۀ تو فردا به گلاب دیدگان می‌شوییم!* (به تصویر صفحه مراجعه شود) ذو الجناح باز می‌گردد ز عاشورا،چه تنها ذو الجناح حرف‌هایی تازه دارد با دل ما ذو الجناح از عطش می‌آید این گیسو پریش بی‌قرار دارد از دریا نشانی هیچ آیا ذو الجناح؟ از دل طوفان می‌آید این پریشان یال سرخ پس چرا چیزی نمی‌گوید،خدایا،ذو الجناح؟ دشت چشمانش پر از اسطوره‌های بی‌سر است با که گوید ترجمان زخم‌ها را،ذو الجناح؟ لحظه‌ای بر بند چشمان شهیدت را،بخواب زخم‌هایت می‌شود فردا،شکوفا ذو الجناح!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.