Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره: اولین روز تدریس من

گزارشگر:

(2 صفحه - از 57 تا 58)

خلاصه ماشینی:

"در تصورم دانش‌آموزان تشنهء دانش و طلب علم را می‌دیدم که‌ چه‌طور با نگاه‌های معصوم خود منتظر بارش باران علم و فضیلت‌ بر جای‌جای کلاس هستند و دست‌های ساده و مهربانشان را در ذهنم‌ مجسم می‌کردم که چگونه برای پرسیدن سؤال به طرفم بلند می‌شود. اما با همهء اضطراب و دلهره‌ای که داشتم،امیدوار بودم به کمک مطالعات‌ گسترده‌ای که قبل از ورود به کلاس داشتم و با استعانت به همین‌ علاقه و شور بچه‌ها،بتوانم مجموعهء مفید و کارآمدی در کلاس‌ درس ایجاد کنم. خلاصه با همین افکار،در اولین روز کارم وارد کلاس شدم،که ناگهان در همان ابتدای ورود به کلاس در جای خود میخ‌کوب شدم. اما طولی نکشید که توانستم بر خودم مسلط شوم و پس از یک معارفه‌ اجمالی و حضور و غیاب،به سرعت درس را شروع کردم. سه نفر از دانش‌آموزان بی‌انضباطی را از کلاس اخراج کردم و ورود مجددشان را به حضور والدینشان‌ در مدرسه و دادن تعهد کتبی مشروط کردم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.