Skip to main content
فهرست مقالات

رستم ها و سهراب ها (داستان)

نویسنده:

(6 صفحه - از 38 تا 43)

کلید واژه های ماشینی : رستم، سهراب، داستان، معلم، چراغ تیلى، رستم و سهراب، تهمینه، داستان رستم‌ها و سهراب‌ها، زن، رستم ها و سهراب ها

خلاصه ماشینی:

"دیگری با خط بسیار ناشیانه نوشته بود:آدم‌خان و درخاتی و یکی دیگر هم سیاه‌موی و جلالی را از آخرین کارهای پیر طوس قلم‌داد کرده بود و شاید هم او را زیر خروارها خاک بعد از سال‌ها و قرن‌ها به لرزه آورده بود و در مورد کارهای خودش به شک انداخته بودش که این کار هم از هرکس و ناکس برنمی‌آید جز از شاگردان خبرۀ من که نام و نشان تمام عشاق عالم را از بر می‌دانند! ماشین حساب کوچکم را،که وقتی دوستم دیده بود که بین اعداد مذبوحانه تقلا می‌کنم و هیچ علمیۀ حسابی را با صحت به آخر نمی‌رسانم،به من هدیه داده بود،گرفتم نگاه مهربان دوستم زیر نظرم لرزید و پانزده تقریری را جمع یازده تحریری می‌کردم و بر آن نه کار خانگی می‌افزودم و حاصل آن‌ها را چهل و پنج می‌یافتم. وقتی به آن‌جا رسیدیم که رستم پشت عرق‌آلود سهراب را به زمین می‌ساید و خنجرش را به سینه جوانش جای می‌دهد،دختر چهار ساله‌ام تحسین آمیخته به یک نوع محبت را،که تا آن لحظه در دلش برای رستم جمع کرده بود،با یک دشنام به رستم بیرون ریخت و گفت:«بچه خود را کشت؟مثل آدمکشا؟قاتل!» این کلمه آخر به دهن دخترم کلانی می‌کرد. یک‌بار دخترم همان‌طور که همه کینه‌اش را نسبت به رستم در خود متراکم ساخته بود سرش را بلند کرد و گفت:«کاش که رستم را پیدا کنیم تکه تکه‌اش کنیم؛تکه تکه‌اش!» این کلمات آخرین را با دندان‌های به هم فشرده ادا کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.