Skip to main content
فهرست مقالات

مکارمی که به آفاق می رود (معلمان خوب من)

گزارشگر:

(16 صفحه - از 48 تا 63)

کلید واژه های ماشینی : رمان، داستان، معلم، قصه، زابل، داستان کوتاه، حکایت، مدرسه، ادبیات داستانى، ادبیات داستانى سنتى فارسى حکایت

خلاصه ماشینی:

"ماشین را که خاموش کرد و پیاده شدیم،تا چشم کار می‌کرد موسیقی سکوت بود و آسمان در چند متری روی سرمان چنان آبی و زمین چنان سبز که یقین دارم خداوند خدا نیز آن‌جا حضور داشت و از این همه زیبایی و جلال و جمال خرسند. در راه بازگشت به مدرسه از«روضه ماء و نهرها سلسال/»گفتیم و از«روحة سجع طیرها موزون»،از آنچه امروز باید در کلاس می‌گفتیم و از بذرها که می‌باید در دل‌های مشتاق می‌کاشتیم و من تمام راه را در این فکر بودم که: پس هنوز می‌شود امیدوار بود که مردانی چنین،از سلالۀ پاکی،در گذر از سال‌های سرد،پاسداران اخگرهایی از آتش عشق شوند و آن را-طمع شعله نمی‌بندم،خردک شرری حتی-از موج‌های سرکش توفان‌ها پاس بدارند و به آیندگان بسپارند تا انسان در پرتو آن راه ببیند و غول بیابان به سرابش نفریبد. ویلیام هنرلیت(1830-1878)منتقد و نویسنده انگلیسی می‌گوید:«رمان داستانی است که بر اساس تقلیدی نزدیک به واقعیت از آدمی و عادات و حالات بشر نوشته شده باشد و به نحوی از انحا، شالودۀ جامعه را در خود تصویر و منعکس کند27 » در فرهنگ و بستر آمده است:«نثر روایت خلاقۀ معمولا طولانی و پیچیده است و آینه‌ای است از تجربیات انسانی همراه با تخیل که با توالی حوادث بیان شده است و در آن گروهی از شخصیت‌ها در زمینۀ مشخصی دست دارند28 » ویژگی اصلی رمان در آغاز چنین بوده است: 1-منطق داستانی در آن شکلی بالنده دارد و در مسیر زمانی مشخصی(توالی زمانی یا زمان تک خطی)انسجام می‌یابد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.