Skip to main content
فهرست مقالات

معلم رویا (داستان)

نویسنده:

مترجم:

(5 صفحه - از 42 تا 46)

کلید واژه های ماشینی : زویا، لیدیا یوریوا، کلاس، لیووا، یوری، صحبت، دخترش، شورا، میز، صحبت لیدیا یوریوا، معلم زویا، جواب، معلم رویا، جنگ، لیدیا یوریوا به کلاس، شورا برادر زویا، زویا در کلاس دختر، نگاه، برادر زویا و شورا، فکر، زویا و شورا مینسکایا، لیدیا نیکو لایونا، زویا مینسکایا، معلم کلاس، احساس، لیدیا نیکولایونا، کلاس چهارم، کلاس جواب سؤال معلم، برادر بزرگ‌تر یوری، کلاس چهارم زویا

خلاصه ماشینی: "پس از مدتی‌ با تشویش گفتم:«لیووا نمی‌دانم آیا آمدنمان‌ به این‌جا صحیح بود یا خیر؟شاید نمی‌بایست‌ از او چنین درخواستی‌ می‌نمودیم؟» لیووا با قاطعیت‌ جواب داد:«پیرمرد گفت که بایستی دخترش‌ بیاید و او ضرورت این اقدام‌ را می‌داند. زویا جواب داد:«حاضر است اگر اشکالی برای هرکدام از آن‌ها پیش بیاید،به آن‌ها کمک کند ولی درست نمی‌داند در اثنای درس‌ اشکال را یواشکی به آن‌ها بگوید و هرگز هم این کار را نخواهد کرد زیرا این عمل را غیراصولی می‌داند. چرا تمام این مطالب را برای شما تعریف می‌کنم ؟برای این‌که‌ می‌خواهم بدانید آنچه را که ما در زویا این‌همه تحسین می‌کنیم، صداقت،ثابت‌قدمی و شهامتش،صفاتی بودند که وی از همان‌ دوران بچگی در خود پرورش داده بود. ولی متوجه شدم‌ دست‌هایش که روی میز قرار داشت،حالا محکم به هم قفل شدند: «یکی از آن‌ها شورا برادر زویا بود. به دیگر سخن،چگونگی این مردانی‌ که تنها چندی پیش در خود همین کلاس و روی همین نیمکت‌هایی‌ که آنها می‌نشینند،نشسته بودند به سربازان ثابت‌قدم،با شهامت و رزم‌آور بدل شده بودند؟ این است آن مطلبی که وانیا ویروچکا زیر یکی از عکس‌های‌ نمایشگاه نوشت:«یوری آنتونیف‌6در مدرسهء ما درس می‌خواند. » وقتی این نوشتهء وانیا را خواندم،احساس کردم که آمدن‌ لیدیا یوریوا به کلاس ما و صحبتش دربارهء پسرش ولودیا و دربارهء زویا و شورا مینسکایا،هرچه‌قدر هم که ممکن است برای وی‌ دردناک بوده باشد،کار بسیار شایسته و خوبی بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.