Skip to main content
فهرست مقالات

بازدید از موزه توپکاپی (طوپ قپو)

گزارشگر:

(4 صفحه - از 36 تا 39)

کلید واژه های ماشینی : موزه، بازدید از موزه‌ی توپکاپی، شمشیر، زیبایی، خیابان، درخت‌ها، شهر، زنان، استانبول، دیدن، زبان، دل سبز توپکاپی، قدم، خدا، خط، شمشیر سلطان بایزید از زیبایی، دنیا، خیابان آکسارا، سر عبرت پشت سر، آثار، ورود، اتاق سمت راست باز، توپکاپی در دل، بنای، اتاق‌های موزه‌اند، شمشیرش می‌توانی دید، تیغهء شمشیر، طلای ناب، ورود به توپکاپی، شهر استانبول

خلاصه ماشینی: "دست تصادف نیز به کمک ما شتافت؛همراه جوبارهای جهان‌گردان، که اینک به رودخانه‌ها بدل گشته بود،به‌ سالنی بزرگ کشانده شدیم؛با درها و پنجره‌های شیشه‌ای متعدد در اطراف که‌ دوربین‌هایی پایه‌بلند در جای‌جای آن تعبیه‌ شده بود و به کمک آن‌ها می‌شد موزه و بناهای اطراف را به دقت و وضوح‌ نگریست،که نگریستیم. یک‌سوی آن دریای‌ مرمره است و سوی دیگر تنگهء استانبول که‌ بخشی از آن،با خلیج قسطنطنیه یا خلیج‌ کاغذخانه جدا می‌شود و دو پل عظیم این‌ دو پاره را به هم وصل می‌کند. وقت و حوصله‌ای که بشر، این خلیفة الله فی الارض صرف ساخت و (به تصویر صفحه مراجعه شود) پرداخت چنین آلات حربی کرده است،اگر در راه خودسازی به کار رفته بود،«به مقام‌ از ملائکه درگذشتی»و اگر صرف آبادانی‌ گشته بود،اینک بر قله‌های اوج و افتخار ایستاده می‌بود،گام‌به‌گام ملائک و دست‌ در دست فرشتگان خدا. از پنجره‌های باز که هریک در نوع خود شاهکاری بی‌جای‌گزین است،روح سبز درختان به درون سرک می‌کشد و هم‌نوا با سرود آبی سیال بسفر درهم آمیخته می‌خواند که: بر آنچه می‌گذرد دل منه که دجله بسی‌ پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد در کنار این همه شمشیر و آلات حرب‌ دستی بریده و در قابی از فلز گرفته از آن‌جان‌ باپتیست که به یادگار جنگ‌های صلیبی‌[؟] هنوز هم در موزه نگه‌داری می‌شود و این‌ مجموعه را تکمیل می‌کند. اما از این یکی‌ نه؛این‌جا،این مکان مقدس همه را از پیر و جوان،گبر و ترسا،زن و مرد در جای‌ خود میخ‌کوب کرده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.