Skip to main content
فهرست مقالات

راه شیری (داستان)

نویسنده:

(3 صفحه - از 58 تا 60)

کلید واژه های ماشینی : مادر، اسب، پسر دست مادر، نگاه، به‌آرامی، راه شیری، مادر موهای پسر، رضا، سفید، اونجا

خلاصه ماشینی:

"پسر به صورت او،که ماه به آن سایه‌ روشنی زده بود،نگاه کرد: -مامان؟ مادر به موهای او دست کشید: -چیه؟ -میگم،امشبم میگی؟ مادر ریه‌هایش را پر از هوا کرد و به آرامی بیرون داد: -خسته نشدی؟ پسر نشست و به آسمان نگاه کرد. پسر را که به طرف خود کشید،مطیع و آرام چشم‌هایش را بست و روی پای مادر خوابید. پسر صدایش را نازک‌تر کرد: -از اونجا بگو که با یه اسب اومد. پسر دست مادر را روی‌ صورت خود کشید: -اما تو همیشه وقتی این‌جا می‌رسی،گریه می‌کنی. این راه رو کی ساخته؟ مادر پیشانی بلند پسر را به آرامی می‌مالید و او چشم‌هایش را بست. مادر،با پشت دست گونه‌اش را پاک کرد و پایی را که پسر روی آن خوابیده‌ بود،آرام‌آرام تکان داد. سر پسر گهواره‌وار تکان می‌خورد و پلک‌هایش نرم‌نرمک سنگین می‌شد،مادر به چشم نیمه‌باز او نگاه‌ کرد که همچنان به آسمان دوخته شده بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.