Skip to main content
فهرست مقالات

اول خانه تکانی، بعدش بلبل زبانی

شاعر:

(1 صفحه - از 59 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"خانه تکانی همسرم این روزها خانه تکانی می‌کند خانه را جای سرور و شادمانی می‌کند چون بیاویزد به نرمی جامه‌های خویشتن‌ با کت و شلوار من آنسان که دانی می‌کند آن قدر،هی می‌تکاند جیب شلوار مرا کان شکایت با زبان بی‌زبانی می‌کند می‌تکاند آخرین دینار را از جیب‌ها پاک و خالص بهر جشن و میهمانی می‌کند پای خود را بی‌جهت گاهی کند در کفش ما دست اندر جیب مخلص در نهانی می‌کند بس که باشد هوشمند و زیرک و موقع‌شناس‌ وین عجب،با مادر من هم تبانی می‌کند سکهء عیدی به بابای همایون می‌دهد با فریبا و کتایون خوش‌زبانی می کند می‌دهد افسانه را اندرز و پند مادری‌ بهر درس و مشق طفلان جان‌فشانی می‌کند کوپن قند و شکر،نفت و زغال چوب را ریخته در زیر سقف و پاسبانی می‌کند گر بیاید،گربه‌ای از گوشه‌ای بر بام ما می‌رود در سنگر و آجرپرانی می‌کند گرچه می‌ترسد کمی از موش لیکن در عوض‌ رتق و فتق کارها با قهرمانی می‌کند گرچه خود دارد همیشه میهمان مادری‌ بهر یک مهمان شوهر،سخت جانی می‌کند گر بشوخی گویمش،ایام پیری کی رسد؟ بحث شیرینی ز دوران جوانی می‌کند گرچه آرد جان من از بهر دیناری به لب‌ لیک حفظ خانه را با کاردانی می‌کند بار الها این بلای!خانه را ایمن بدار چون‌که رفع رنج‌ها باهم‌زبانی می‌کند محمد علی نعمت اللهی دبیر دبیرستانهای خرم‌آباد بلبل‌زبانی باز هم این مرد خانه درفشانی می‌کند دور دیده چشم من،بلبل‌زبانی می‌کند ساخته شعری برای من جناب همسرم‌ این‌چنین در متن شعرش نکته‌دانی می‌کند: «می‌تکاند آخرین دینار را از جیب‌ها پاک و خالص بهر جشن و میهمانی می‌کند» لیک این آقا نمی‌داند که خرج خانه چیست‌ راحت و آسوده هر دم زندگانی می‌کند ..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.