Skip to main content
فهرست مقالات

معلم، تو ققنوس عشقی (نثر ادبی)

نویسنده:

(1 صفحه - از 55 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : معلم، عشقی، مهربان، زلال، قامت، ورق، آسمان، بهاری، دل دشت سربلند سر، آسمان نام نجیبت ذهن، اینک، ذهنم، خدا، دست‌های لرزان، دست‌های صمیمی‌ات گل‌های، دل‌ها بزدایم، چه‌قدر، قلهء، بوی شالی شرف، سمت مهربانی، قلم معلم، آه، چشم انتظار ترنم کلام، بوی لبخند کودکان، روشن، سمت زلالی، گل سرخ دعا، چه‌قدر مهربانی، سمت افق‌های روشن، ابرهای آسمان

خلاصه ماشینی: "آن روز که در سیاهی نفس می‌کشیدم و چشمانم جز قلهء روبه‌روی روستا را نمی‌دید،آن روزها که دلم غریبه‌ای در کوچهء کدر بی‌کسی‌ها و دل‌تنگی‌ها بود و کبوتر نگاهم بالی برای پرواز به دشت‌های ایثار و اخلاص نداشت،ناگاه آمد. معلم بزرگوارم: مانده‌ام که اینک چکونه«هیچی» چون من«همه‌ای»چون تو را بسراید،تو که‌ دست‌های صمیمی‌ات گل‌های بیداری و رهایی را در باغچهء ذهنم کاشت و هنوز همان‌ ترنم کلامت چون نسیم دل‌انگیز،روحم را می‌نوازد و نشستن در زیر سایهء یادت تماشایی‌ است. این دست‌های‌ لرزان چه‌قدر مسیرهای روشنایی را به‌ کودکان نمایانده است تا در بیراهه‌ها نلغزند. اینک مانده‌ام تو را چه بنامم:رسول‌ رهایی؟شعلهء شرف؟قلهء مغرور پربرف؟ چشمهء زلال محبت؟دست گرم یک مهربان؟ انگشت اشاره‌ای به سمت آسمان؟بارقهء امیدی در دل سیاهی؟راهی به سمت‌ رستگاری؟کتابی که هرگز بسته نمی‌شود؟ مناره‌ای که اذان رویش را در دل دشت‌ سربلند سر می‌دهد؟به راستی تو چیستی؟ ای همه خوب،ای از اوج آمده،ای دریا که‌ در قطرهء کلامم نمی‌گنجی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.