Skip to main content
فهرست مقالات

ناظم مدرسه (خاطره)

گزارشگر:

(2 صفحه - از 58 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"نزدیک ظهر،مأموران اطلاعاتی و پلیس‌ مدرسه را ترک کردند ولی آقای ناظم را با خود بردند. دو ماه از این ماجرا نگذشته بود که باز پشت دیوار سنگی حیاط مدرسه شعار سرنگونی سلطنت و برقراری جمهوری نوشتند. باشگاه کارگران نزدیک‌ مدرسه بود و آقای احمدی هفته‌ای دو روز برای تمرین وزنه‌برداری‌ به باشگاه می‌رفت. آقای احمدی تک‌اتاقی در بالای شهر اجاره‌ کرده بود و برای رفتن به خانه‌اش مجبور بود از کنار دره‌ای که‌ روبه‌روی مدرسه بود،بگذرد. یکی از دانش‌آموزان،که شاهد این صحنه بود،به سرعت خود را به میدان جلو مدرسه رساند و ماجرا را به دست‌فروش گنگ حالی‌ کرد. زنجیر به هرکس می‌خورد،چندین‌بار ملق می‌زد و از درد نعره می‌کشید،ده دقیقه‌ای از ورود گنگ نگذشته بود که ورق به نفع‌ آقای احمدی برگشت و افراد شرور،پس از خوردن کتک مفصل، پا به فرار گذاشتند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.