Skip to main content
فهرست مقالات

پیرمرد دوست داشتنی مدرسه ما (معلمان خوب من) خاطره

گزارشگر:

(3 صفحه - از 60 تا 62)

کلید واژه های ماشینی : پیرمرد دوست‌داشتنی مدرسه، مدرسه، کلاس، آموزش، دانش‌آموزان، مهندس، معلمان خوب، کودکی، محله، زبان

خلاصه ماشینی:

"یاد آن روزها به خیر که در کوچه و خیابان و محله و شهر،وقتی‌ کودکانی را می‌دیدم که چمدان به دست به مدرسه می‌رفتند،آرزو می‌کردم جای آن‌ها بودم،در عصرهای خاطره‌انگیز آغاز فصل پاییز، وقتی آفتاب سفرهء روز را به تدریج برمی‌چید و رخسار زردرنگ‌ خویش را در پهنه کوچه‌های محله ما بر بلندی دیوارهای کاهگلی به‌ نمایش می‌گذاشت،بچه‌ها از مدرسه بازمی‌گشتند و من هم آرزو می‌کردم ای کاش به جای آن‌ها بودم. ناظم مدرسه با ظاهری آراسته، جدی‌تر از مهربانی مورد نیاز دانش‌آموزانی بود که در اولین روز تجربه‌ مدرسه،باید خاطرات آن را همراه با نشاط و لطف و زیبایی در ذهن‌ یادداشت می‌کردند. اولین روز مدرسه،روزی برای انطباق خاطرات ذهنی با عینیت‌ مدرسه و معلم و انضباط و یادگیری و درس و کیف و مداد و وظایف‌ و روابط متقابل با همه محیط و روزی است که آن روز گاهی برای‌ تمام عمر،بر ما اثر می‌گذارد. آغاز مدرسه،پرابهام و نمایش اولین روز برای این‌ تازه‌واردها نامفهوم بود. توضیحات ناظم مدرسه برای کلاس اولی‌ها نامفهوم بود؛ردیف و انضباط و مراسم صبحگاه و احترام به پرچم‌ ،نظایر آن،در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. هنگام تخطی‌ دانش‌آموزان سایر کلاس‌ها،واسطهء ریش‌سفید مدرسه برای بخشش‌ آن‌ها در نزد ناظم بود. دستشان را برای‌ به دست گرفت صحیح مداد در دست می‌گرفت،با شیوه‌ای‌ دوست‌داشتنی،زیبانویسی یاد می‌داد و هر روز برای تمام‌ دانش‌آموزان سرمشق می‌نوشت. به‌ خصوص که یکی از این کتاب‌ها براساس‌ زبان‌شناسی نقش‌گرای«مارتینه»نوشته‌ شده بود که لغات و اصطلاحات آن حتی‌ در میان طبقات تحصیل‌کردهء نسبتا بالای‌ ما هم جا نیفتاده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.