Skip to main content
فهرست مقالات

رند عالم سوز (معلمان خوب من)

گزارشگر:

(6 صفحه - از 54 تا 59)

خلاصه ماشینی:

"اما این که‌ کسی به شنیدن صدایی،که هر روز اینجا و آنجا شنیده می‌شد، چنان اختیار از کف بدهد که درشت‌ترین اسکناس را هبه کند و هنوز شرمسار باشد که خدمتی به‌سزا از دستش بر نیامده، گزافه می‌نمود. آن کوه گوشت و استخوان و خشونت و ابهت و بی‌ادبی و ابتذال را هنرمندانه و ماهرانه به‌ تودهء حقیر مچاله شدهء بی‌ابهت خوار و خفیفی بدل کرد که تا پایان ساعت درس پشت در کلاس وارفته بود و کز کرده و تا پایان سال سربلند نکرد تا در چشم کسی نگاه کند. از همان‌ها که خداوند در آنان چیزکی کم ساخته‌ است؛جان غولی در جلد آدم و او،سید اقبال شاه،که این‌ موضوع را به خوبی می‌دانست،در پاسخ آنچه از این غول‌بچه‌ رفته بود؛بی‌ادبی‌ای نابخشودنی،به اقتضای جانش،جان‌ غولانه‌اش پاسخی درخور داده بود و سخت که بر پدر و فرزند گران آمده بود؛از فرزند سلب لیاقت تحصیل کرده بود و از پدر سلب قابلیت قضاوت و فرمان‌هایش را-شداد و غلاظ- حتی به هیچ نگرفته. این بار میدان بزرگ شهر کوچک را آذین بسته بودند روز روز پایداری بود مردم را از هر دستی گردآورده بودند تا بدنه نیروی پایداری را بسازند باخشت خشت مردم‌ نیروی پایداری بسیج گونه ای بودو بی رمق با اهدافی خاص و آن اهداف خیل عظیمی می خواست از گروه انبوه ندانستن و توانستن استاد را بدان آورده بودند تا در برپایی این ساختمان لرزان نقش فرهنگی داشته باشد بزرگان قوم که نمایشنامه را از پیش می دانستند و برگهایی از آن را نیز خود نوشته بودند باخیالی آسوده در جایگاه های راحتشان لمیده بودند ت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.