Skip to main content
فهرست مقالات

درسی که از دوستی آموختم (خاطره)

گزارشگر:

مترجم:

(2 صفحه - از 18 تا 19)

کلید واژه های ماشینی : خاطره، براملی، پند، قضیه، چشمانی حیله‌گر تصور، تصور، کار، براملی طرفداری، اختلاف، همکاران به‌نام براملی

خلاصه ماشینی:

"دیدن کردن از دشمنی منفور عجیب نیست؟ معهذا پند دوستم را به گوش گرفتم،با دلی پرکینه و حالی‌ برافروخته به اتاق دشمنم،براملی،وارد شده بانگ زدم:«آهای‌ براملی!آیا ممکن است صاف و پوست‌کنده به من بگویی موجب‌ دشمنی تو با من چیست؟» گفت:«عجب شما هستید؟» لحظه‌ای روبه‌روی هم به سکوت خفقان‌آوری گذشت. پیش‌ خود شما را مردی گردن‌کلفت شکم‌گندهء بدقیافه‌ای تصور می‌کردم!» من اضافه کردم:«لابد با چشمانی حیله‌گر؟» گفت:«آری،همین طور است. چند لحظه بعد که از هم جدا شدیم،دو مرد کوچک‌اندام و نرم‌خو،که از اشتباه خود سرخ شده‌ بودیم،با کمال صمیمیت دست یکدیگر را فشردیم. اما باید با کمال شرمندگی اعتراف کنم که کمی بعد مجبور شدم‌ به سرهنگ مراجعه کنم خواهش کنم که چون کارم بسیار سنگین‌ شده است،مانند سابق قسمتی از کارها را خود او انجام دهد. در نه مورد از ده پیش‌آمد نابهنجار کافی است که بروید شخصی‌ را که مایهء نگرانی خود می‌پندارید،ببینید تا متوجه شوید آن‌چنان که‌ او را حیوانی درنده می‌پنداشتید،نیست و بدی‌های او به آن اندازه‌ نیست که در ذهن تصور کرده‌اید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.