Skip to main content
فهرست مقالات

نامه ها و نوشته ها

(4 صفحه - از 6 تا 9)

کلید واژه های ماشینی : مدرسه، کلاس، بازرس، سرم، دانش‌آموزان، اداره، همکاران، آموزش، حیاط مدرسه، مدیر

خلاصه ماشینی: "ابتدا یکی از آنها به کلاس من‌ آمد و شروع کرد: -دو پایه دارید؟ -بله -چندم و چندم؟ -اول و چهارم بدون این که بپرسد چه درسی دارید(ما ریاضی چهارم و فارسی اول داشتیم) گفت:خوب تو پسر بگو ببینم... ابتدای ورود کمی صحبت‌ نکرد تا دلهرهء آنها کاهش پیدا کند و بعد به سراغ پرسش برود!همکاری که از محتوای کتب درسی پایه‌های تحصیلی‌ اطلاعی نداشت،به کلاس آمده بود و از دانش‌آموزان درس می‌پرسید تا بچه‌ها مچ او را بگیرند؟!و نپرسید این مدرسهء مختلط(دختر-پسر)و چند پایهء روستایی دارای مشکلات رفتاری و یادگیری یا مشکلات خاصی نیست. این که ما چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم‌ می‌کنیم(مثلا جلو پنجرهء یکی از کلاس‌ها در روزهایی که سرما اذیت‌ می‌کند،پتو می‌زنیم که سردی هوا به‌ کلاس نفوذ نکند و چون کلاس بسیار تاریک می‌شد،شمع روشن می‌کردیم‌ که این خودش برای بچه‌ها یک نوع‌ سرگرمی شده بود و من در سمت مدیر از آن معلم دلسوز،که با همهء این شرایط سخت می‌ساخت،خجالت‌ می‌کشیدم. از این فرصت‌ استفاده کردم و 5 نفر از دانش‌آموزان‌ کلاس پنجم را،که خودشان داوطلب‌ بودند،به حیاط مدرسه فرستادم تا شن‌هایی را که روز قبل برای حیاط مدرسه‌ آسفالت نبود. بعد از این اتفاقات،روحیهء همکار ما به کلی تغییر کرده بود و چنان با لطف و مرحمت با من رفتار می‌کرد که خودم‌ شرمنده می‌شدم و چون برای‌ رفت و برگشت به مدرسه وسیله نقلیه‌ نداشتم،صبح‌ها حدود 4،5 کیلومتر با موتور سیکلت خود راه اضافی می‌آمد و سر یک چهارراه منتظر می‌ماند تا باهم‌ به مدرسه برویم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.