Skip to main content
فهرست مقالات

حرف های تو، حرف های من!

نویسنده:

(2 صفحه - از 52 تا 53)

کلید واژه های ماشینی : قمصر، معلم، زن، مرد، مادر، جوان، مرگ، گلاب قمصر، کتاب، دختران خوب کویر

خلاصه ماشینی:

"(به تصویر صفحه مراجعه شود) حرف‌های تو حرف‌های من!87 فرهنگی علی فرخ‌مهر به یاد بانوان محترم و فرزانه‌ای که‌ یک عمر معلم بهارآور و چراغ روشن راه بودند یک گوشه از بهشت است‌ این روستای قمصر جان می‌دهد به مرده‌ آب‌وهوای قمصر1 نه گلایه دارم و نه قصد شکایت از کسی. سی سال درس دادن، سی سال با بچه‌ها بودن،می‌خواهم اسم کتابم را بگذارم،«مثل‌ گلاب قمصر»مگر من نمی‌توانم تمرین نویسندگی کنم؟پسرم‌ محمد،گاهی شوخی می‌کند و می‌گوید:«نمی‌خواهی اسم‌ کتابت را بگذاری مثل نیش عقرب؟!»می‌گویم:«شاید!اما بعد از نوشتن کتاب اول!». من،روزی و روزگاری،زنی تیزهوش و نکته‌سنج و گاه مشکوک بودم!یادت‌ هست؟!یادت هست که من مادر بودم و جوان و گاه تندر و توفنده؟ این حرف‌ها را تو به من آموختی!تو به من گفتی که«گاهی‌ طوفان می‌شوم!»تو وجود مرا دو نیمه کردی. چه بگویم؟جادهء مرگ شازند را که دیده‌ای؟!من مهربان و حساس و زودرنجم، آقا!گفته بودی که:«من زن نیستم،مردم!»با این سن و سال، هنوز مرد مانده‌ام!اما نه آن مهین‌دخت که تو آن سال‌ها در مدرسهء میترا دیده بودی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.