Skip to main content
فهرست مقالات

تأملی در مسأله مرگ ستایی در ادب عرفانی و دیوان غزلیات مولانا

نویسنده: ؛

تابستان 1382 - شماره 1 علمی-پژوهشی (26 صفحه - از 25 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : عاشقان ،غزلیات مولانا ،اشتیاق ،الله ،دیوان غزلیات مولانا ،خداوند ،صوفیان و عارفان ،اشتیاق نسبت به مرگ ،زندان دنیا ،سورهء ،یاد مرگ ،ترس از مرگ ،خداوند در قرآن ،مرگ سخن ،عشق و اشتیاق ،مولانا دربارهء مرگ ،آیات و احادیثی ،قفس تن ،حضرت مولانا ،مرگ و اسرار ،روزهای حیات ،اسرار مرگ ،نسبت به مرگ ،عبد الله ،مورد مرگ ،نقل می‌کنند

یاد مرگ که همواره عیش بسیاری از انسانها را طیش و تیره می دارد، برای صوفیان و عارفان راستین، موجب انس و آرامش بوده است. آنان با الهام گرفتن از فرهنگ قرآنی و حدیثی، که در آن تصویر روشن و مطلوبی از مرگ مؤمنان و موحدان ارائه شده است، به مرگ نگاهی عاشقانه و عارفانه داشته اند و باور آنان این بوده است که جان آسمانی انسان با تبعید به دنیا و تعلق به تن از جوار قرب الهی دور شده و از سعادت دیار یار باز مانده است. آنان همواره خود را در دو زندان گرفتار می دیده اند: زندان تن و زندان دنیا. از این رو، همه هم و همت آنان متوجه خلاصی از این دو زندان بوده است. به همین دلیل، مرگ در نظر صوفیان و عارفان حقیقی نه تنها منفور و مکروه نبوده، که بسیار هم خواستنی و دوست داشتنی بوده است. تامل در حالات عارفان، هنگام مرگ و سخنانی که درباره مرگ بر زبان آوده اند، نکات و نتایج شگفت انگیزی را آشکار می سازد. گروهی از آنان پیش از فرا رسیدن مرگ به فراست از آمدن آن آگاه شده و خود را برای استقبال از آن آماده کرده اند. گروه دیگر، عشق و اشتیاق خویش را به مرگ در قالب عبارات عجیب و عربت آموزی بیان کرده اند. بی گمان سرآمد همه این عارفان و عاشقان در زمینه مرگ ستایی مولانا است که زیباترین و لطیفترین سخنان را درباره مرگ و اسرار آن گفته و سروده، و دیوان غزالیات او آکنده از اشعاری است که در آنها عاشقانه و مشتاقانه از طرایف و ظرایف مرگ سخن گفته است.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.