Skip to main content
فهرست مقالات

کوه و تجلی آن در شاهنامه فردوسی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (10 صفحه - از 63 تا 72)

کلیدواژه ها : اسطوره ،شاهنامه فردوسی ،کوه ،اساطیر ایران

کلید واژه های ماشینی : کوه ،اساطیر ،آتش ،آتشکده ،شاهنامه فردوسی ،زرتشت ،دین ،قداست ،مکان ،اوستا ،مکان برافروش آتش مقدس ،بندهشن ،اساطیر ایران باستان به‌صورت جایگاه ،ارتباط معنوی ،مکان مقدس ،آسمان ،آیین ،ایزدان ،ایران باستان به‌صورت جایگاه خدایان ،فراز کوه ،گشتاسپ ،قداست و ارتباط معنوی ،ارتباط ،سرزمینها ،عابدان ،آتشکده بر فراز کوه ،ارتباط معنوی عابدان و زاهدان ،ایران ،عبادت عابدان و ارتباط معنوی ،جایگاه عبادت عابدان و ارتباط

این پژوهش به منظور شناخت جنبه‌ای از؟؟؟کوه یعنی قداست و ارتباط معنوی این‌ جلوه پرشکوه طبیعت با عالم ماورایی است.نوعی ارتباط اسرارآمیز،که مطابق اساطیر و اصول اعتقادی ادیان و سرزمینهای مختلف و با دیدی جزئی‌تر مطابق ادب و آیین مزدیسنا،کوه‌ ها را مکانی مقدس با ویژگیهای اسرارآمیز مختص به خود قرار می‌دهد؛ویژگیهایی که شکل‌ دهنده ارتباط معنوی آدمیان با پروردگار قلمداد می‌شود.همچنین این ارتباط در اساطیر ایران‌ باستان به صورت جایگاه خدایان و ایزدان و قربانگاه مخصوص عابدان برای این ایزدان و الهگان بر بلندای کوه‌ها آشکار،و در واقع کوه‌ها مکانی برای عروج و سیر اندیشه از درهای‌ آسمان به جهان علوی تلقی می‌گردد. فردوسی،بزرگترین شاعر حماسه‌سرا و اسطوره‌پرداز ایران زمین این مطلب را چنان در خود متجلی می‌نماید که ما در سراسر این اثر بزرگ،جایگاه عبادت عابدان و ارتباط معنوی‌ آنان را با پروردگار در اوج کوه‌ها،که نزدیکترین مکان به آسمان است،می‌یابیم. در این پژوهش سعی شده علاوه بر کتابهای دینی اوستایی و پهلوی،که بیانگر این ارتباط اسرارآمیز است،تمامی مواردی که حکیم توس در شاهنامهء خود،کوه را مکان برافروش آتش‌ مقدس و یا ارتباط معنوی عابدان و زاهدان با پروردگار خود دانسته است،بیان گردد.

خلاصه ماشینی:

"چو دیوار شهر اندر آورد گرد ورا نام کردند داراب گرد یکی آتش افروخت از تیغ کوه‌ پرستندهء آذر آمد گروه (شاهنامه:6/4/374) جدای از این موارد که فردوسی از برافروختن آتش بر فراز کوه به منزلهء زیارتگاه‌ها یاد می‌کند در شاهنامه هرجا سخن از عابدان و زاهدان و پرستش موبدان است از جایگاه پرستش‌ آنان بر بلندای کوه‌ها نام می‌برد. معبر خوابهای او،مهران،مردی بود زاهد و عابد که از گیاهان کوهی می‌خورد و کید در خطاب به او از او به عنوان مردی یزدان‌ پرست که در کوه نشست دارد،یاد می‌کند و به گفتهء فردوسی: بدو گفت کای مرد یزدان‌پرست‌ که در کوه با غرم داری نشست (شاهنامه:7/13) در جای دیگر از این داستان چون اسکندر در سفر اسرارآمیز خود به مرغانی سبز بر فراز ستونهایی بر سر کوه می‌رسد و با یکی از آنان به گفتگو می‌نشیند،مرغ دلیل اینکه چرا یزدان‌ پرستان در سرزمینش بر کوه منزل دارند،را جویا می‌شود و اسکندر در پاسخ او چنین‌ می‌آورد: بدو گفت چون مرد شد پاک رای‌ بیابد پرستنده بر کوه جای (شاهنامه:7/82) نتیجه بر اساس آنچه گذشت می‌توان گفت:قداست کوه یکی از جنبه‌های اساطیری آن است که در ادبیات پیش از اسلام و آیین و ادب مزدیسنا با ویژگیهای خاص خود نمایان است. کوه، نزدیکترین مکان به آسمان،نیکوترین جایگاه ارتباط معنوی با پروردگار تلقی شده و این امر باعث ایجاد بزرگترین آتشکده‌ها و معابد آناهیتا بر فراز آن گشته است تا بدانجا که در سرزمینهایی که به علت ویژگیهای جغرافیایی خاص فاقد کوه بوده‌اند این مکانهای مقدس بر فراز زیگورات‌ها و تپه‌ها بنا می‌شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.