Skip to main content
فهرست مقالات

کار چراغ خلوتیان در شعر حافظ

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 75 تا 94)

کلیدواژه ها :

کار ،شعر حافظ ،کار چراغ خلوتیان

کلید واژه های ماشینی : حافظ، کار چراغ خلوتیان، چراغ خلوتیان در شعر حافظ، کار چراغ خلوتیان در شعر، دیوان حافظ، شعر، دیوان، کار چراغ خلوتیان باز، غزل، دیوان حافظ واژه کار

این مقاله به بررسی ترکیب«کار چراغ خلوتیان»در غزلی از حافظ با مطلع: ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت‌ کار چراغ خلوتیان باز درگرفت اشاره می‌کند.در بیشتر شرحهایی که با موضوع شعر حافظ در دست است،این تعبیر به معنی‌ «رونق گرفتن کار»و با توجه به دیگر واژگان بیت به معنی«روشن شدن خلوت عاشقان با چهره نورانی معشوق»آمده است. در مقاله حاضر با ارائه شواهدی از متون ادب فارسی نشان داده‌ایم که یکی از معانی واژه‌ کار به معنی پارچه و بافته شده(منسوج)است که در اینجا می‌تواند به معنی فتیله چراغ باشد؛ بنابراین کار چراغ یعنی فتیله چراغ،که در این صورت میان بالا رفتن حجاب از چهره معشوق‌ با بالاآمدن فتیله چراغ به خلوت نشستگان تشبیهی زیبا،به وجود می‌آید.همچنین نشان داده‌ایم‌ که در سراسر دیوان حافظ واژه کار با واژگان دیگری که مرتبط با پارچه است مانند طراز، بخیه،پرده،نقش کارگاه و ...به تناسب همراه شده است.

خلاصه ماشینی:

"این مقاله به بررسی ترکیب«کار چراغ خلوتیان»در غزلی از حافظ با مطلع:ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت‌ کار چراغ خلوتیان باز درگرفت که در سراسر دیوان حافظ واژه کار با واژگان دیگری که مرتبط با پارچه است مانند طراز، در دیوان حافظ غزل هشتاد و ششم(بر اساس نسخه علامه قزوینی-دکتر غنی)چنین است:ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت‌ کار چراغ خلوتیان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت‌ وین پیر سالخورده جوانی ز سرگرفت‌ بررسی معانی گوناگون واژه کار در دیوان حافظ و دیگر متون ادب فارسی از توسع و گستره معنایی این واژه حکایت دارد و از آنجا که دیوان حافظ عصاره همه طوایف و ظرایف‌ اما آنچه از معانی کار در دیوان حافظ آمده است و در لغت‌نامه دهخدا هم در آن اشاره‌ این واژه 561 بار دیوان حافظ به کار رفته است(صدیقیان،6631،ص 498)که ناگفته‌ برخی تعبیرات مهم از واژه کار در دیوان حافظ چنین است:1. است:-ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت‌ کار چراغ خلوتیان باز درگرفت سراغ داریم که نشان می‌داد کار در اصل لغت به معنای پارچه و بافته‌شده آمده است:-سوزن امید من به دست قضا بود بخیه از آنم به روی کار برافکند واژه کارگاه هم در ادب فارسی اختصاصا به معنی محل بافت پارچه آمده است:-یکی گارز آن خرد صندوق دید بپویید وز کارگه برکشید (دیوان حافظ،ص 95) کار-خویش‌7-شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی‌ مردی از خویش برون آید و کاری بکند به منظور رعایت همسانی با منابع دیگر در این بخش شماره صفحه دیوان حافظ آمده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.