Skip to main content
فهرست مقالات

جایگاه قالبهای کلاسیک در اندیشه نوگرای نیما

نویسنده:

علمی-پژوهشی (18 صفحه - از 9 تا 26)

کلیدواژه ها : شعر نو ،شعر نیما ،کلاسیکهای نیما ،شعر کلاسیک‌

کلید واژه های ماشینی : نیما ،اشعار نیما ،قالبهای کلاسیک در اندیشه ،کلاسیک ،دسته از اشعار نیما ،اشعاری در قالبهای کلاسیک ،قالبهای کلاسیک ،تفنن ،رباعی ،شارحان شعر نیما ،شعر فارسی ،اشعار کلاسیک ،ققنوس ،اندیشه نوگرای نیما ،دسته از اشعار ،قالبهای کلاسیک شعر فارسی ،ادبیات کلاسیک ،اخوان ،شفیعی کدکنی ،اشعار کلاسیک نیما ،نیما از سرودن شعر ،جایگاه قالبهای کلاسیک ،مجموعهء اشعار نیما ،اشعار نیما می‌توان ،شعر نیمایی ،شارحان ،شارحان شعر ،دیوان نیما اشعاری ،قالبهای کلاسیک شعر ،سرودن اشعار کلاسیک

نزدیک به نیمی از دیوان نیما اشعاری در قالبهای کلاسیک است؛اما غالبا شکل سنتی و ضعیف‌ این دسته از اشعار سبب شده است تا شارحان شعر نیما آنها را اشعاری تقلیدی و مشتی‌ موزون و مقفا بدانند و به‌سادگی آنها را نادیده بگیرند. این اشعار،تفننی،تقلیدی و فاقد ارزش نیست.نیما پس از ققنوس آن‌گونه که خود در نامه‌ای‌ می‌نویسد به‌سمت ادبیات کلاسیک باز می‌گردد و به صراحت تمام می‌گوید که بی‌توجهی او به‌ ادبیات کلاسیک نقصانی بوده است؛پس این بازگشت از سر تفنن نبوده بلکه نیما از سرودن‌ این اشعار هدفی داشته است که تا امروز از چشم خوانندگان و شارحان آثارش دور مانده است. با دقت در نامه‌ها و اشعار نیما می‌توان نشانه‌هایی یافت که نشان می‌دهد سرودن این اشعار به‌ قصد آزمودن میزان فرم‌پذیری قالبهای کلاسیک صورت گرفته است و نه به قصد تفنن.این مقاله‌ نیز تلاشی برای نشان دادن جایگاه قالبهای کلاسیک در اندیشه نوگرای نیما ست.

خلاصه ماشینی:

"اخوان با تعبیری شاعرانه نظر خود را بیان می‌کند؛اما واقعا اخوان به این‌ موضوع دقت نکرده بود که اگر این آلودگیها تنها هنگام به دنیا آمدن با کودک همراه او است، پس چرا در دیوان نیما اشعاری دیده می‌شود که نشان می‌دهد این آلودگیها حتی پس از نبوغ‌ شعری نیما و در کهنسالی شعرش نیز با او همراه بوده است؛به عنوان مثال همان یازده غزلی‌ که پس از ققنوس سروده شده است. سوم:اگر نیما برای آرام کردن سرو صدای مخالفان قدرتمند خود مجبور بوده است‌ تقریبا نیمی از وقت خود را به سرودن اشعار کلاسیک اختصاص دهد،پس چرا در برخی از مجموعه‌های شعر شاعران معاصر،که نمونهء خوب آن مجموعه شعرهای دکتر شفیعی کدکنی‌ است،شعرهایی با قالبهای کلاسیک را در کنار شعرهایی با قالب نیمایی می بینیم؟آیا شاعری‌ چون شفیعی کدکنی در زمانی که شاعران کلاسیک‌گوی زمان ما به دلیل افکار و اشعار سنتی‌ خود همان زخم زبانها را می‌شنوند که روزگاری نیما به دلیل تازه بودن شعر و اندیشهء خود می‌شنید،این کار را به دلیل آرام کردن سروصدای ادبا و شعرای سنت زده معاصر کرده است؟ البته که چنین نیست. نیما در سالهایی که ققنوس را می‌سرود به این باور رسیده بود که بعضی از قالبهای‌ کلاسیک شعر فارسی مانند رباعی در داشتن فرم با قالب ابداعی او برابری می‌کند؛پس تلاش‌ کرد تا با آزمودن قالبهای دیگر شعر فارسی،آن قالبها را نیز از لحاظ فرم و انسجام درونی به‌ پایهء قالب ابداعی خود برساند و به قول خودش طرز کار را عوض کند،نه اینکه طول مصراعها را کم و زیاد کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.