Skip to main content
فهرست مقالات

فردوسی

(4 صفحه - از 3 تا 6)

کلید واژه های ماشینی : فردوسی، شاهنامه، شاعر، طوس، نولدکه، سلطان، کتاب، ایران، اشعار، روایت

خلاصه ماشینی:

"ده‌تا بشویم و ترا اندک چیزی بدهم محمود خود ترا خواند و رضای تو طلبد و رنج چنین‌ کتاب ضایع نماند و دیگر روز صد هزار درم فرستاد و گفت هر بیتی بهزار درم خریدم‌ آن صد بیت بمن ده‌1و با محمود دل خوش کن فردوسی آن بیتها فرستاد بفرمود تا بشستند فردوسی نیز سواد بشست و آن هجو مندرس گشت و از آن جمله این شش‌ بیت بماند2: مرا غمز کردند کان پر سخن‌ بمهر نبی و علی شد کهن‌ اگر مهرشان من حکایت کنم‌ چون محمود را صد حمایت کنم‌ پرستارزاده نیاید بکار وگر چند باشد پدر شهریار از این در سخن چند رانم همی‌ چو دریا کرانه ندانم همی‌ به نیکی نبد شاه را دستگاه‌ وگرنه مرا برنشاندی بگاه‌ چو اندر تبارش بزرگی نبود ندانست نام بزرگان شنود الحق نیکو خدمتی کرد شهریار مر محمود را و محمود از او منتها داشت،در سنهء اربع‌ عشرة و خمسمایة بنشابور شنیدم از امیر معزی‌3که او گفت از امیر عبد الرزاق‌ شنیدم بطوس که او گفت وقتی محمود بهندوستان بود و از آنجا بازگشته بود و روی‌ بغزنین نهاده مگر در راه او متمردی بود و حصاری استوار داشت و دیگر روز محمود را منزل بر در حصار او بود پیش او رسولی بفرستاد که فردا باید که پیش آئی و خدمتی‌ بیاری و بارگاه ما را خدمت کنی و تشریف بپوشی و بازگردی دیکر روز محمود برنشست‌ و خواجهء بزرگ‌4دست راست او همی راند که فرستاده بازگشته بود و پیش سلطان‌ همی آمد سلطان با خواجه گفت چه جواب داده باشد خواجه این بیت فردوسی بخواند: اگر جز بکام من آید جواب‌ من و گرز و میدان و افراسیاب محمود گفت این بیت کراست که مردی ازو همی زاید گفت بیچاره ابو القاسم‌ فردوسی راست که بیست و پنج سال رنج برد و چنان کتابی تمام کرد و هیچ ثمره ندید محمود گفت سره کردی که مرا از آن یاد آوردی که من از آن پشیمان شده‌ام آن آزاد مرد از من محروم ماند بغزنین مرا یاد ده تا او را چیزی فرستم خواجه چون بغزنین‌ آمد بر محمود یاد کرد سلطان گفت شصت هزار دینار ابو القاسم فردوسی را بفرمای تا به نیل دهند و با شتر سلطانی بطوس برند5و ازو عذر خواهند خواجه سالها بود تا درین بند بود آخر آن کار را چون زر بساخت و اشتر گسیل کرد و آن نیل بسلامت‌ بشهر طبران‌6رسید از دروازهء رودبار اشتر درمیشد و جنازهء فردوسی بدروازهء رزان‌7بیرون همی بردند در آن حال مذکری بود در طبران تعصب کرد و گفت‌ من رها نکنم تا جنازهء او در گورستان مسلمانان برند که او رافضی بود و هرچند مردمان‌ (1)چنانکه نولدکه اشاره میکند عدهء ابیات هجو در طبع ماکان صد و یک بیت‌ است ولی در نسخه‌های خطی عدهء آنها خیلی مختلف است و از 30 بیت تا 160 بیت دیده میشود(مؤلف)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.