Skip to main content
فهرست مقالات

فارسی شکر است

نویسنده:

(4 صفحه - از 8 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : فارسی ،فرنگی ،خیال ،ایران ،شعر ،خدا ،فارسی شکر ،نگاه ،کتاب ،علم ،معلوم ،کشتی ،مأمور ،آقا شیخ ،بنای ،ایران مأخذ اطلاعات علمی ،زبان فارسی ،شعر پهلوی و شعر فارسی ،کتب عربی و فارسی ،جناب شیخ ،نگاههای ترسناکی بآقا شیخ ،فرنگی مابان ،کلمه حرف سرشان ،بتأویل خیالات ،سر محبس ،کلمات مندیل جناب شیخ ،کشتی بخاک پاک ایران ،سرمان نمی‌شود آقا ،فارسی شیرین جناب شیخ ،شعر موزون

خلاصه ماشینی:

"جناب شیخ هم که دیگر مثل اینکه مسهل بزبانش‌ بسته باشند و یا بقول خد آخوندها سلس القول گرفته باشد دست‌ بردار نبود و دستهای مبارک را که تا مرفق از آستین بیرون افتاده‌ و از حیث پر موئی دور از جناب شما با پاچهء گوسفند بی‌شباهت‌ نبود از زانو برگرفته و عبا را عقب زده و با اشارات و حرکاتی‌ غریب و عجیب بدون آنکه نگاه تند و آتشین خود را از آن یک گله‌ دیوار بیگناه بردارد گاهی با توپ و تشر هرچه تمامتر مأمور تذکره را غایبانه طرف خطاب و عتاب قرار داده و مثل اینکه بخواهد برایش‌ سر پاکتی بنویسد پشت سر هم القاب و عناوینی از قبیل«علقه مضغه»، «مجهول الهویه»،«فاسد العقیده»،«شارب الخمر»،«تارک الصلوه»، «ملعون الوالدین»،«ولد الزنا»و غیره و غیره که هر کدامش برای مباح نمودن‌ جان و مال و حرام نمودن زن بخانهء هر مسلمانی کافی و از صدش یکی در یادم‌ نمانده نثار میکرد و زمانی با طمأنینه و وقار و دلسوختکی و تحسر بشرح«بی‌مبالاتی‌ نسبت باهل علم و خدام شریعت مطهره»و«توهین و تحقیری که بمرات و بکرات فی کل ساعه»بر آنها وارد میاید و«نتایج سوء دنیوی و اخروی» آن پرداخته و رفته رفته چنان بیانات و فرمایشات موعظه‌آمیز ایشان در هم و برهم و غامض میشد که رمضان که سهل است جد رمضان هم محال‌ بود بتواند یک کلمهء آنرا بفهمد و خود چاکرتان هم که آن همه قمپز عربی‌دانی در میکرد و چندین سال از عمر عزیز زید و عمر را بجان یکدیگر انداخته و باسم تحصیل از صبح تا شام باسامی مختلف مصدر ضرب و دعوی و افعال مذمومهء دیگر گردیده و وجود صحیح و سالم را بقول بی‌اصل و اجوف‌ این و آن و وعد و وعید اشخاص ناقص العقل متصل باین باب و آن باب دوانده‌ و کسر شأن خود را فراهم آورده و حرفهای خفیف شنیده و قسمتی از جوانی‌ خود را بلیت و لعل و لا و نعم صرف جر و بحث و تحصیل معلوم و مجهول‌ نموده بود بهیچ نحو از معانی بیانات جناب شیخ چیزی دستگیرم نمیشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.