Skip to main content
فهرست مقالات

منشأ فارسی شاهنامه: فردوسی و پیشروان وی در این کار (4)

نویسنده:

(6 صفحه - از 11 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : فارسی، شاهنامه، شعر، فردوسی، عربی، کتاب، شاهنامهء ابو المؤید بلخی شاعر، ایران، منشأ فارسی شاهنامه، زبان

خلاصه ماشینی:

"از این حکایت علاوه بر وجود شعر فارسی در آن زمان چنان مستفاد میشود که‌ در دربار ساسانیان(ظاهرا بواسطهء مجاورت پایتخت ببلاد حیره و مراودهء اشراف‌ و شعرای عرب مانند اعشی و غیره)مغنیان شعر عربی نیز میخواندند و عرب و فارس‌ اختلاط و معاشرت پیدا کرده بودند چنانکه یک حکایت دیگر نیز که باز در خزانة الأدب(جلد اول صفحهء 551-552)بنقل از کتاب الشعراء ابن قتیبه نقل شده‌ مؤید آنست و آن چنانست که«کسری انوشیروان روزی شنید که اعشی باین بیت تغنی‌ میکند ارقت و ما هذ السهاد المؤرق‌ و ما بی‌من سقم و ما بی‌معشق یعنی بیداری‌ کشیدم(یا بیداری میکشم)و خوابم نمیبرد و چیست این بیخوابی که بیدار نگاه میدارد در صورتیکه در من نه بیماری است و نه عشقی نوشیروان پرسید این عرب چه‌ میگوید گفتند بعربی تغنی و آوازه‌خوانی میکند گفت حرفش را ترجمه کنید گفتند مقصودش اینست که بدون آنکه بیمار باشد یا عاشق بیداری کشیده نوشیروان گفت‌ پس او در اینصورت دزد است»این حکایت اخیر اگر صحیح باشد لازم میباشد که‌ اعشی خیلی عمر دراز کرده باشد چه میان وفات او(در سنه 8 هجری)و وفات‌ نوشیروان درست 50 سال شمسی فاصله است ولی در اینکه اعشی مسافرتهای‌ زیاد در عالم کرده و بدربار ملوک خیره و ایران مراودهء زیاد داشته و حتی قدری‌ فارسی میدانست شبهه نیست زیرا که اشعار او پر است از اشارات بوقایع تاریخی ملل‌ و کلمات خارجی خصوصا فارسی."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.