Skip to main content
فهرست مقالات

شاهنامهای فارسی: شاهنامه ابوعلی بلخی

نویسنده:

(6 صفحه - از 11 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : شاهنامه، فارسی، شاهنامهء ابو منصوری، فردوسی، ابو منصور محمد بن عبد، بلخی، کتاب، تاریخ، محمد بن عبد الرزاق، شاهنامه‌ای فارسی

خلاصه ماشینی:

"علاوه‌ براینکه نسب مجعولی که بیرونی ذکر از آن میکنمد که ابن عبد الرزاق در شاهنامه برای خود ساخته(یعنی برای او افتعال کرده‌اند)در مقدمهء قدیم‌ شاهنامهء فردوسی(که باغلب احتمال مدت قلیلی بعد از تألیف شتهنامهء فردوسی نوشته شده و دارای قسمتی از عین متن اصلی دیباچهء شاهنامهء ابو منصوری است)عینا با نسن نامهء ابو منصور معمری درج است اگر دقتی در مقدمهء خود فردوسی بشاهنامه کرده و در آن مروری‌ بدقت بنمائیم تا اندازه‌ای این مطلب روشن‌تر میشود چنانکه فردوسی‌ گوید «یکی نامه بد از گه باستان‌ فراوان بدو اندرون‌ داستان* پراکنده در دست هر موبدی‌ ازو بهره‌ای برده هر بخردی» که مقصود خداینامه است که از زمان قدیم مانده بوده‌ ولی چنانکه از مأخذ دیگر نیز تأیید شده تمام آن پیدا نمیشده و فقط در دست هر موبدی قسمتی از آن باقی بوده و ابو منصور همت بر جمع‌ همهء این اجزاء متفرقه و تکمیل کتاب گماشت و موبدانرا از اطراف و اکناف جمع‌آوری کرد چنانکه گفته «یکی پهلوان بود دهقان نژاد دلیر و بزرگ و خردمند و راد» که مقصود همان ابو منصور است که نسب‌ خود را بمنوچهر میرسانید و خود را از اولاد سلاطین ایران قلمداد میکرد و بواسطهء همان نسب جعلی که بر خود میبست بخیال جمع و احیای‌ تواریخ ملوک ایران افتاده و در پی گردآوردن و تحقیق آنها بود چنانکه‌ گفته «پژوهندهء روزگار نخست‌ گذشته سخنها همه باز جست» و بگردآوردن او موبدانرا از هر نقطه در طوس مانند شاهوی و یزدانداد و غیره اشاره میکند باین بیت که گوید «ز هر کشوری موبدی‌ سالخورد بیاورد کین نامه را گرد کرد» و پس از آنکه «بگفتند پیشش‌ یکایک مهان‌ سخنهای شاهان و گشت جهان» حکم بتألیف شاهنامه‌ داد و «چو بشنید از ایشان سپهبد سخن‌ یکی نامور نامه افکنده بن» از این دو بیت اخیر میشود استنباط کرد که اولا شاید خود این موبدان‌ شاهنامه را تألیف نکرده‌اند بلکه آنها نقل شفاهی از محفوظات و روایات‌ سینه بسین‌ق خود یا ترجمه از پهلوی کرده و کسی دیگر یا کسان دیگر(ابو منصور معمری یا ابو علی بلخی یا دیگری)تألیف کرده و از کلمهء«سپهبد» میشود بطور قطع گفت که بانی شاهنامه همان محمد بن عبد الرزاق بود نه‌ برادرش احمد(چنانکه در بعضی نسخه‌ها آمده)زیرا که فقط محمد بود که سپهبد و صاحب الجیش خراسان بوده و از کلمهء«مهان»نقل میکند(اگر مقصود دهقان دانشور مؤلف خداینامه نباشد)و عبارت«سخنهای شاهان»را میشود اشاره بخطب و وصایا و اندرز و حکمت سلاطین دانست که علاوه‌ بر داستان و تاریخ اینگونه مطالب هم جمع‌آوری شده بود و اینکه فردوسی‌ گوید «چو از دفتر اینداستانها بسی‌ همی خواند خواننده بر هرکسی» قرینهء آنست که پیش از نظم دقیقی شاهنامه راکه قریب بیقین در حدود سنه 366 تا سنه 370 وقوع یافته مدتهابوده که شاهنامهء منثور قدیم نقل مجالس و ورود محافل بوده و این فقره دلیل آن میشود که برخلاف‌ ادعای بعضی نسخه‌ها آن شاهنامه در سنه 360 تألیف نشده بلکه خیلی‌ پیش از آن تاریخ تألیف شده بوده."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.