Skip to main content
فهرست مقالات

حسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

نویسنده:

(6 صفحه - از 31 تا 36)

کلید واژه های ماشینی : حکایت، روز عاشورا، خواب، آتش، حضرت رو بجانب امام حسین، حسین مصباح الهدی، ماه، مردم، جمعیت، امام حسین

خلاصه ماشینی:

"حکایت چهارم مرحوم محدث قمی در منتهی الامال صفحه 483 مینویسد حکایتی را از آخوند ملا زین العابدین سلماسی که خلاصه آن چنین است:چون از سفر زیارت حضرت رضا برگشتم نزدیک کوه الوند توقف کردیم پیرمرد نورانی که از مردم کناره‌ گیری نموده در آن بیابان برای خود مکانی درست کرده بود نظر مرا جلب نمود بسوی‌ او رفتم و از غرائب و عجائبی که دیده بود از او پرسیدم گفت من 18 سال است در اینجایم‌ سال اول آمدنم ماه رجب بود چون پنج ماه و چیزی گذشت شبی مغشول نماز مغرب بودم ناگاه‌ صدای ولوله عظیمی‌آمد و صداهای عجیبی شنیدم پس ترسیدم و نماز را تخفیف دادم و نظر کردم در این دشت دیدم حیوانات مختلفند و صیحه میزنند بصدای غریبی و جمع‌ شدند دور من و بلند کرده بودند سرهای خود را بسوی من و فریاد میکردند بر روی من‌ پس با خود گفتم دور است سبب اجتماع این درندگان که باهم دشمنند دریدن من باشد و حال آنکه یکدیگر را نمیدرند!نیست مگر بجهت امر بزرگی و حادثه عظیمی،چون‌ تأمل کردم بخاطرم آمد که امشب شب عاشوراست و این فریاد و فغان و اجتماع و نوحه‌ گری برای مصیبت ابیعبد الله الحسین علیه السلام است چون مطمئن شدم عمامه از سر انداختم‌ و بر سر خود زدم و خود را انداختم از اینمکان و میگفتم حسین حسین شهید حسین و امثال اینکلمات پس برای من در وسط خود جائی باز کردند و دور مرا حلقه گرفتند پس‌ بعضی سر بر زمین میزدند و بعضی خود را بخاک میانداختند بهمین نحو بود تا فجر طالع‌ شد و همگی متفرق شدند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.