Skip to main content
فهرست مقالات

چند تمثیل و مثل اردستانی

نویسنده:

(4 صفحه - از 170 تا 173)

کلید واژه های ماشینی : مثل اردستانی، بعله، طلبکارها، بچه کلاغم، حکایت، مرد، شهر، داستان، بچه کلاغ در جواب، چند تمثیل

خلاصه ماشینی:

"این مثل را در موردی می‌آورند،که شخصی ناوارد و کم‌اطلاعی بخواهد به شخص‌ فهمیده و سرد و گرم روزگار چشیده‌ای پند و نصیحت کند،بدین شرح که: کلاغی بچه‌اش را که تازه بال‌وپر برآورده بود و آماده پرواز می‌شد،نصیحت می‌کرد و از آن جمله می‌گفت:«فرزندم،بدان بزرگترین دشمن تو این بشر دو پا است،و باید مراقب‌ باشی،هرجا آدمیزادی را دیدی که روی زمین خم شد،بدان ممکن است بخواهد سنگی‌ برداشته و به سوی تو پرتاب کند،تو فوری فرار کن!» بچه کلاغ در جواب می‌گوید:«چرا من صبر کنم تا آدمی روی زمین خم شده،و آیا بخواهد یا نخواهد سنگی برداشته و بسوی من پرتاب کند،من همین‌که از دور آدمیزادی را دیدم فوری فرار می‌کنم،چرا از کجا که قبلا سنگی برنداشته و در دست خود آماده نداشته‌ باشد!»و لذا این مثل پیدا شد که:«اگر تو کلاغی،من بچه کلاغم!» بابام تب کرد و مرد این مثل را در مورد عکس العمل بجا و زیرکانهء افراد موقع‌شناس و عیار،در قبال رفتار افراد خوش‌خیال و ساده‌لوح،می‌آورند: بدین بیان که دو نفر باهم دوست می‌شوند،یکی دیگری را به خانهء خود دعوت کرده و هنگامی که برای صرف غذا سفره پهن می‌کنند،شروع می‌کند موضوع درگذشت پدر خود از ابتدای بیماری گرفته تا مراجعه به طبیب و تجویز دارو،و مؤثر واقع نشدن معالجات و فوت،و کفن و دفن او و مراسم ترحیم،همه را با آب‌وتاب فراوان شرح دادن؛ مطلب او که تمام می‌شود،درمی‌یابد دوستش از فرصت استفاده و همهء غذاها را نوش‌ جان کرده،و برای او غذایی درست و حسابی باقی نگذاشته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.