Skip to main content
فهرست مقالات

تپش قلم

نویسنده:

(2 صفحه - از 186 تا 187)

خلاصه ماشینی:

"در این سفر هر وقت مهمانان و پژوهندگان احساس خستگی‌ می‌کردند پای سخنان استاد آزادیخواه که با چاشنی مثل،کنایه و حکایتهای‌ شیرین همراه بود می‌نشستند و خاطر حزین خود را شاد می‌کردند. شما خوانندگان محترم هم اگر قصد آزمون سخنان نغز و پرملامت‌ استاد آزادیخواه را دارید از این شماره مهمان«تپش قلم»او که در بخش‌ فرهنگ و هنر نشریهء نگارستان سیرجان چاپ می‌شود،باشید. کت:سوراخ) *فقط احساس می‌کرد آخورش چرب است و خوش بود و هرگز فکر نمی‌کرد که یک‌ روزی هم بدنش را چرب خواهند کرد. *بخورو که حسابی دفر دیده بود و بخور بخور راه انداخته بود،فکر می‌کرد دیگر دف‌ درید و عاروسی چرید،ولی کور خوانده است و تازه دارد صدای ملچ‌ملوچ خوردنش بلند می‌شود. ) *آبگوشت،آبگوشت است،منتها یکی آبگوشت زیر ختمی است و عطرش تا هفت‌ کوچه آن‌ورتر می‌رود و دیگری با دیگ زودپز پخته می‌شود و مزهء قاتق بی‌پدرو هم‌ نمی‌دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.