Skip to main content
فهرست مقالات

زبان و گویش: لغات و اصطلاحات عامیانه کاشان

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"اوری(اورنگ):اورنج-موریانه،ارضه-در مجمل التواریخ و القصص،در داستان سلیمان، مورچهء سرخ نامیده شده ص 112،سطر 9 اوره:بر وزن غوره-آهن ذوزنقه شکل یا شبیه به تبرکه به هنگام شکافتن چوب در شکاف‌ آن می‌گذارند و با وارد کردن ضربات تبر به اوره چوب می‌شکند و نوع چوبی اوره که در دستگاه‌ قالی به کار می‌رود«گاوه»نامیده می‌شود. ص 532 ساتور:ساطور قصابان ش شاگردک:چوبی است که در پارچه‌بافی(شعربافی)برای مرتب کردن چله(تار)به کار می‌رود و روی آن چهار پنج چوب عمودی وجود دارد. کته:مخازن تعبیه شده در زیر طاقچه‌های انبار که معمولا دارای دهانه مثلثی شکل است و در آن غلات می‌ریزند و همچنین گنجه و اتاقکی که مخصوص انبار کردن غلات است و چیزی‌ همانند:پرگه کج:زخمهای ریزی که در سر و صورت و نوک یا سایر اعضای کبوتر ایجاد می‌شود. در ضرب المثل گفته می‌شود: هزارلی به هواس که لنگ پرسگه پیدا نیس(هزار لنگ به هواست که لنگ پرسگه(سقاهک) پیدا نیست)این مثل را هنگامی به کار می‌رود که کارهای مهمی در پیش باشد و شخص نباید به‌ کار کوچکتر توجه کند. مانند کوفتهء وشیل یعنی کوفتهء بدون‌ ترشی وهر:زمین وهر خورده به زمینی اطلاق می‌شود که چند سال در آن کشت نشده باشد و با گذشت این مدت،استعداد کشت پیدا می‌کند. هی:صوت برای آگاهی-هان،آگاه باش-و به معنی پی‌درپی و دمادم-مانند هی می‌رفت‌ و می‌آمد عبد علی شاه کاشانی می‌گوید: گر خطا پیشه و مستیم چه باک ای ساقی‌ هی بده باده،که اقلیم امان است اینجا ی یاده:زنان دو برادر،جاری یگ گیر:همیشه،مدام-این کلمه در جمله نقش قیدی دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.