Skip to main content
فهرست مقالات

شمس استهباناتی

معرف:

کلید واژه های ماشینی : شمس استهباناتی، کو، شیراز، واعظ، شهر، مجلس، کف دست کتک خوردن، کف دست، بازیکن، خرنامه

خلاصه ماشینی: "و چنان شور و غوغائی بپا (*)ایرج خدیش که خود از پژوهندگان فرهنگ مردم است و تاکنون آثار ارزشمندی را در زمینهء فرهنگ مردم‌ شیراز گردآوری و پژوهش کرده است،به بهانهء چاپ این اثر زندگینامه و رازهایی از تلاش‌های زنده‌یاد محمد باقر شمس را واکاویده است. آن همه علاقه و عشقی که شمس به شخصیت‌های دینی و شعائر مذهبی داشت باعث نشد که او ایرانی بودن خود را فراموش کند و سر از دایرهء هویت ملی و ایرانی بودن و تکیه بر افتخارات گذشته و زنده نگاه داشتن زبان و فرهنگ مادری خود باز دارد و معتقد به این بود که‌ (هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد). -جغلو بی‌شی تا برت گپ بزنم بچه جان بنشین تا برایت حرف و سخن بگویم -از رخ و ریشه تا کی لپ بزنم ار رخ(خط انتهائی قلهء کوه)تا دامنه و ریشهء کوه تا کی بی‌جهت قدم بزنم و راهپیمائی کنم -تا کی از ترس لولو رپ بزنم تا چه زمانی از ترس موجودات خیالی و ترس‌آور در جای خود میخکوب شوم -هرچه ما دم اتو بردیم بسه هرچه حرفها و نفسها را توی سینهء خودمان چپاندیم بس است -تپ کو خوردیم و مردیم بسه‌1 مشت و کف دست و کتک در پشت و پهلو خوردیم بس است همان‌طور که پیشتر اشاره شد محور اصلی فکر و ذهن شمس را موضوعاتو شخصیت‌های دینی تشکیل می‌داده ولی پرداختن او به اوضاع اجتماعی و آداب و رسوم‌ فرهنگی در قالب شعری به نام(خرنامه)که بعد از آن(خفه دونی)نامیده شد آنهم با واژه‌ها و گویش‌های محلی بحثی است که باید به‌طور جدی و ملی و میهنی به آن پرداخت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.