Skip to main content
فهرست مقالات

زبان و دل (نمایش در یک پرده)

نویسنده:

(16 صفحه - از 49 تا 64)

کلید واژه های ماشینی : مهین، زن، ژولیده، حریرچی، نقاشی، کیک، پول، خوب، پز، قشنگ

خلاصه ماشینی: "مهین زود باش نقابت را بگذار مبادا ترا به‌بیند(نقابی از روی میز برداشته‌ بصورت مهی میگذارد) مهی(با صدای بلند و کلمات سریع)باو بگو که حریرچی خیلی پول‌داره،بگو که مثل‌ ریگ پول خرج میکنیم،بگو که همیشه مهمونیم یا مهمون داریم بگو که دیروز با وزیر دواب پوکر زدیم،سناتور وزوزک عاشق تواه،بگو که زندگی‌ ما چقدر خوش می‌گذره،بگو... پری(به پروین)می‌بینی چقدر پولدارند زود باش تملق بگو پروین بله شنیده‌ام کار آقای حریرچی خیلی خوب شده است مهی(به مهین)بگو که خیلی پول داریم. پری(هر دو دست را بطرف شیرینی میبرد و از خوشحالی فریاد میزند اما دستش‌ بشیرینی نمیرسد) پروین خیلی متشکرم(و با نهایت زلدی یک قطعه کیک برداشته در بشقاب جلو خود میگذارد) مهی(به مهین)زود باش کادیلاکو بگو پری(به پروین)قصه لباسهای ابریشمی رو دنبال کن و بگو تو با این لباس که پوشیده‌ای‌ برای نقاشی مدل خوبی هستی،ژولیده گرسنه‌س،کاری برایش دست و پا کن والا امشب شوم نداریم،باید گرسنه بخوابیم. مهی راست میگی یا پز خشک و خالی میدی؟ مهین معلوم میشود تهران بهتر است که از اصفهان بتهران آمدید؟ پری(به مهین)ای بیشعور تو هم قبول کردی؟ پروین بله مسافرین تهران که باصفهان میآمدند و کارهای نقاشی ژولیده را میدیدند غالبا باو میگفتند اگر بتهران بیاید کار و بارش بهتر خواهد شد. پروین راستی دلم میخواهد از شما و آقای حریرچی دعوت کنم یکروز بموسسهء نقاشی ژولیده تشریف بیاورید و کارهای او را تماشا کنید اگرچه حالا بیش‌ از هفت هشت تابلو ندارد و کارهایش را هنوز تمام نشده میبرند تابلوهایش‌ گران شده یکی چهار پنج هزار تومان خرید و فروش میشود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.