Skip to main content
فهرست مقالات

طالع میمون

شاعر:

(1 صفحه - از 65 تا 65)

خلاصه ماشینی:

"آسمان اینهمه اختر بزمین ریخت چرا خاک محنت بسر پیر و جوان ریخت چرا فایز این ماتم شیخ است ز دل کش فریاد کاتش از مرگ غمش در همه عالم افتاد شعرای بزرگ زمانش چون شباب و فائز و وفائی در مدح و منقبتش اشعار زیادی دارند و بطور نیکوئی مناقب و فضائل شیخ را بلباس نظم کشیده‌اند. طالع میمون شب عید است و بسیلی رخ گلگون دارم‌ ورنه از زردی رخساره دلی خون دارم‌ مگر امسال ببوزینه زند دور که من‌ چشم امید بدین طالع میمون دارم‌ مکن ای سرو الم‌شنگه بپا بحر لباس‌ که بسی خجلت از آن قامت موزون دارم‌ ساخت بغداد مرا دجلهء چشم تو خراب‌ زین غم از خون جگر دیده چو جیحون دارم‌ ایکه از منزل پهناور ما بیخبری‌ جای در زیر سراپردهء گردون دارم‌ دور از اندیشه دیوار و در و پایه و سقف‌ در بیابان جنون خانه چو مجنون دارم‌ لبلبو خواست زمن چون به لبش بوسه زدم‌ گفتم ایشوخ مگر دولت قارون دارم‌ این همه دردسرم در شب نوروز جم است‌ یادگاری که ز جمشید و فریدون دارم غلامرضا روحانی"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.